flicking channels یعنی:
بالا پایین کردنِ کانال ها
معمولاً با ریموت تلویزیون و سریع، بدون اینکه روی یه کانال بمونی.
flick یعنی سریع عوض کردن با یه حرکت کوچیک
channels یعنی کانال های تلویزیون
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
I was just flicking channels and found this movie
داشتم کانال ها رو همین طوری عوض می کردم که به این فیلم رسیدم
معادل های خودمونی فارسی:
کانال عوض کردن پشت سر هم
هی کانال ها رو رد کردن
بالا پایین کردنِ کانال ها
معمولاً با ریموت تلویزیون و سریع، بدون اینکه روی یه کانال بمونی.
flick یعنی سریع عوض کردن با یه حرکت کوچیک
channels یعنی کانال های تلویزیون
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
داشتم کانال ها رو همین طوری عوض می کردم که به این فیلم رسیدم
معادل های خودمونی فارسی:
کانال عوض کردن پشت سر هم
هی کانال ها رو رد کردن
مرور سریع looking quickly at
بردن و برگرداندن
روشن و خاموش کردن
Flicking the lights
ورق زدن
تکان دادن
قطع کردن
بریدن
قطع کردن
بریدن