flibbertigibbet

/ˌflɪbətɪˈdʒɪbɪt//ˌflɪbətɪˈdʒɪbɪt/

معنی: زن پرگو
معانی دیگر: آدم سربه هوا، آدم شورتی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a foolish, flighty, or talkative person.

- She could not enjoy the bus tour with those two flibbertigibbets sitting behind her.
[ترجمه شان] او نمی توانست از سفر با اتوبوس به خاطر آن دو زن پرگویی ( وراجی ) که پشت سرش نشسته بودند، لذت ببرد.
|
[ترجمه گوگل] او نمی توانست از تور اتوبوس با آن دو فلیبرتیگیبتی که پشت سرش نشسته بودند لذت ببرد
[ترجمه ترگمان] نمی توانست از گردش با آن دو flibbertigibbets که پشت سرش نشسته بود لذت ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

زن پرگو (اسم)
flibbertigibbet

انگلیسی به انگلیسی

• talkative frivolous person

پیشنهاد کاربران

مثال:
۱. Stop chattering like a flibbertigibbet and focus on your work!
( مثل یک آدم وراج و پرحرف نباش و روی کارت تمرکز کن! )
۲. She is a sweet girl, but a bit of a flibbertigibbet.
...
[مشاهده متن کامل]

( دختر خوبی است، اما کمی سبک مغز و وراج است. )
۳. The play featured a funny character who was a silly flibbertigibbet.
( این نمایش، شخصیتی بامزه داشت که یک آدم احمق و وراج بود. )

وراج
واژه "وراج" نیز به عقیده بنده ، ترجمه مناسبی برایflibbertigibbet است.