flexing

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خودنمایی کردن، پز دادن، زر زدن ( با مال یا قدرت )
• عضله نمایی ( حقیقی یا مجازی )
• نشان دادن خشم یا تسلط به رخ دیگران
• ( عامیانه ) لاف زدن
🔸 مثال ها:
• ( خودنمایی مالی )
...
[مشاهده متن کامل]

"Posting a photo of cash on social media is the ultimate flex. "
گذاشتن عکس پول توی شبکه های اجتماعی نهایت خودنمایی است.
• ( عضله نمایی واقعی )
"He took off his shirt and started flexing at the beach. "
پیراهنش را درآورد و توی ساحل شروع کرد به عضله نشان دادن.
• ( قدرت و تسلط )
"The boss was flexing on everyone by showing up in a Ferrari. "
رئیس داشت با سوار شدن به ماشین فراری به همه پز می داد.
• ( در محاوره منفی )
"We get it, you have money. Stop flexing. "
فهمیدیم پول داری. بس کن خودنمایی رو.
• ( در رپ )
"Flexing on my ex with a new Benz. "
به رخ کشیدن برای دوست دخترم با یک بنز جدید.

پز دادن
فخر فروشی کردن
نشان دادن
منقبض
عضله سازی ، تقویت بدنه
خم شدن
to show off