🔸 معادل فارسی:
زور بازو نشان دادن : قدرت خود را به رخ کشیدن : توانایی های خود را نمایش دادن : عضلات خود را منقبض کردن ( تحت اللفظی ) : قدرت نمایی کردن : نشان دادن توان و اقتدار
🔸 مثال ها:
• I was a bright, confident feminist, keen to flex her intellectual muscles.
... [مشاهده متن کامل]
من یک فمینیست باهوش و بااعتماد به نفس بودم که مشتاق بودم توانایی های فکری ام را به رخ بکشم.
• The regime flexed its military muscles in the region.
آن رژیم در آن منطقه، زور نظامی اش را به رخ کشید.
• The company flexed its financial muscles to acquire the rival.
آن شرکت برای خرید رقیب، قدرت مالی اش را نشان داد.
• She flexed her intellectual muscles in the debate.
او در آن مناظره، توانایی های فکری اش را به نمایش گذاشت.
زور بازو نشان دادن : قدرت خود را به رخ کشیدن : توانایی های خود را نمایش دادن : عضلات خود را منقبض کردن ( تحت اللفظی ) : قدرت نمایی کردن : نشان دادن توان و اقتدار
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
من یک فمینیست باهوش و بااعتماد به نفس بودم که مشتاق بودم توانایی های فکری ام را به رخ بکشم.
آن رژیم در آن منطقه، زور نظامی اش را به رخ کشید.
آن شرکت برای خرید رقیب، قدرت مالی اش را نشان داد.
او در آن مناظره، توانایی های فکری اش را به نمایش گذاشت.