سریع گریختن از جایی، کسی یا وضعیتی که خطرناک است.
( از Longman و Cambridge )
.
مثال:
They fled north from villages in the battle zone.
آنها از منطقه جنگ در روستاها، به شمال گریختند.
... [مشاهده متن کامل]
We have a long tradition of welcoming those fleeing from persecution.
ما سنت دیرینه ای در خوشامدگویی به کسانی داریم که از آزار شکنجه فرار می کنند.
The teens stole a car and fled from police.
آن نوجوانان یک ماشین را دزدیدند و از دست پلیس فرار کردند.
( از Longman و Cambridge )
.
مثال:
آنها از منطقه جنگ در روستاها، به شمال گریختند.
... [مشاهده متن کامل]
ما سنت دیرینه ای در خوشامدگویی به کسانی داریم که از آزار شکنجه فرار می کنند.
آن نوجوانان یک ماشین را دزدیدند و از دست پلیس فرار کردند.
خلاصی
بگریزید