flatter oneself


به خود دسته گل تقدیم کردن، خرسند شدن یا بودن، به خود بالیدن، امید واهی داشتن

انگلیسی به انگلیسی

• praise oneself, compliment oneself

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
He flatters himself that he is a great singer, but he’s really not.
او خودش را گول زده که خواننده ی بزرگی است، اما واقعاً نیست.
I don’t flatter myself that I can win this competition easily.
...
[مشاهده متن کامل]

به خودم نمی بالیم که می توانم به راحتی در این مسابقه برنده شوم.
She flattered herself on her ability to stay calm in crises.
او به توانایی اش در حفظ آرامش در بحران ها می بالید.
You flatter yourself if you think everyone agrees with you.
اگر فکر می کنی همه با تو موافقند، داری خودت را گول می زنی.

خود را الکی دست بالا گرفتن
flatter تحت الفظی یعنی "به خود بالیدن" یا "خود را تحویل گرفتن"
flatter onselfیعنی از کسی به حد اغراق و دور از واقعیت تعریف کردن عین خیلی از تعریف و تمجید های ما که بی پایه و اساس و صرف اینکه چیزی گفته باشیم تا یا "خودشیرینی کنیم" یا "توجه کسی رو به خودمون جلب کنیم"تعریف مریام وبستر👇👇👇👇👇
...
[مشاهده متن کامل]

: to praise excessively especially from motives of self - interest
He flattered her with comments about how youthful she looks.
با این اوصاف به نظرم ( از کسی تعریف کردن ) ترجمه بشه بهتر چون همه جا جواب میده

به خود نازیدن