flan

/ˈflæn//flæn/

معنی: کیک میوه
معانی دیگر: تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه می شود
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a Spanish custard dessert topped with burnt-sugar syrup.

جمله های نمونه

1. Pour filling into the flan case and bake for 35-50 minutes until firm to the touch.
[ترجمه ترگمان]نیمی از آن را در جعبه flan بریزید و مدت ۳۵ تا ۵۰ دقیقه صبر کنید تا محکم شود
[ترجمه گوگل]ریختن را به صورت فلان بمالید و برای مدت 35-50 دقیقه پخت تا لمس کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Spoon the mixture into the prepared flan case and chill until set.
[ترجمه ترگمان]مخلوط را به صورت flan آماده شده و تبرید تا زمانی که تنظیم شود، اضافه کنید
[ترجمه گوگل]قاشق مخلوط را به صورت فلان آماده کنید و خنک کن تا آن را تنظیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Roll out pastry and line an 8in fluted flan ring.
[ترجمه ترگمان]pastry را لوله کرده و یک حلقه ۸ را در حلقه flan fluted قرار دهید
[ترجمه گوگل]شیرینی را رول کنید و یک حلقه flan فلزی 8 عدد بگذارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Have some more flan.
[ترجمه ترگمان] یه چند تا کلوچه دیگه بخور
[ترجمه گوگل]برخی از فلان بیشتر داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Spoon the filling into the flan case or on to the biscuit base and smooth the top.
[ترجمه ترگمان]قاشق غذاخوری را در جعبه بیسکوییت و یا به روی پایه بیسکویت filling و آن را صاف کنید
[ترجمه گوگل]پر کردن قاشق را به صورت فلان یا بر روی پایه بیسکویت و صاف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Okay. I guess it's just flan for three.
[ترجمه ترگمان] باشه حدس می زنم که فقط flan برای سه
[ترجمه گوگل]باشه من حدس می زنم این فقط برای سه نفر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Spoon the filling into the flan case.
[ترجمه ترگمان]قاشق را در جعبه قاشق روغن فرو کنید
[ترجمه گوگل]پر کردن قاشق را به صورت فلان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Pepper crusted beef tenderloin, red wine jus, mushroom flan, and vegetable fries.
[ترجمه ترگمان]فلفل قرمز، شراب قرمز، شراب سرخ و سیب زمینی سرخ کرده و سیب زمینی سرخ کرده
[ترجمه گوگل]فلفل فلفل گوشت گاو شکسته، شراب قرمز شراب، فلفل قارچ، و سیب زمینی سرخ کرده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Learn how to heat milk for flan recipe with expert cooking tips in this free Mexican cuisine video clip.
[ترجمه ترگمان]یاد بگیرید چگونه شیر را برای دستور پخت flan با نکات آشپزی متخصص در این کلیپ ویدیویی cuisine مکزیکی آزاد کنید
[ترجمه گوگل]یاد بگیرید چگونگی شل کردن شیر برای دستور غذا را با راهنمایی های پخت و پز متخصص در این کلیپ ویدئویی آشپزی مکزیکی داشته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Grandmas recipe. Delicious creamy flan prepared with homemade milk caramel served with cherry and mint leaves.
[ترجمه ترگمان]دستور پخت flan خامه ای که با شیر خانگی درست شده و با برگ های نعناع و نعناع سرو کار داشتند
[ترجمه گوگل]دستور العمل Grandmas فلفل خامه ای خوشمزه با کارامل شیرین آماده شده با برگ های گیلاس و نعناع سرو می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. " McGrady also speculated on "a banana flan" for dessert.
[ترجمه ترگمان]\"همچنین در مورد\" شرکت موز \" برای دسر فکر کرد
[ترجمه گوگل]McGrady همچنین بر روی یک فنجان موز به دلیل دسرت فکر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I've got to make a whatsit for the party. That's it—a flan.
[ترجمه ترگمان]باید برای مهمونی شام درست کنم درست است، فلان فلان …
[ترجمه گوگل]من باید یک حزب برای هر حزب ایجاد کنم این یک فلاون است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Cool. Roll out pastry and line an 8in fluted flan ring.
[ترجمه ترگمان]عالی است pastry را لوله کرده و یک حلقه ۸ را در حلقه flan fluted قرار دهید
[ترجمه گوگل]سرد شیرینی را رول کنید و یک حلقه flan فلزی 8 عدد بگذارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Make the pastry and use it to line a 10-inch shallow fluted flan tin.
[ترجمه ترگمان]the را درست کنید و از آن برای خط کشیدن یک قوطی flan shallow و fluted استفاده کنید
[ترجمه گوگل]شیرینی را بسازید و از آن برای خط 10 سانتیمتر قلع فلان روغنی استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کیک میوه (اسم)
flan, fruitcake

به انگلیسی

• sweet custard with a caramel topping; type of pastry
a flan is a kind of tart made of pastry and filled with fruit or something savoury.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیکیک میوهمعانی متفرقهتکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه م ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a Spanish custard dessert topped with burnt-sugar syrup.جمله های نمونه1. Pour filling into the flan case and bake for 35 - 50 minutes until firm to the touch. [ترجمه تر ...مترادفکیک میوه (اسم) flan, fruitcakeانگلیسی به انگلیسیsweet custard with a caramel topping; type of pastry a flan is a kind of tart made of pastry and fil ...
معنی flan، مفهوم flan، تعریف flan، معرفی flan، flan چیست، flan یعنی چی، flan یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف f، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف f، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف f، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف f
کلمه بعدی: flander flax
اشتباه تایپی: بمشد
آوا: /فعلا/
عکس flan : در گوگل
معنی flan

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما