این ویژگی بیان می کند که در سیستم های ارتباطی بسیاری از حیوانات، هر سیگنال ( صدا، حرکت، بو و… ) معمولاً به یک موقعیت، هدف یا محرک خاص و محدود مرتبط است و نمی تواند برای اشاره به موقعیت های دیگر یا مفاهیم انتزاعی به کار رود. این ارجاع �ثابت� یا �غیرقابل تغییر� است.
... [مشاهده متن کامل]
چرا این ارجاع �ثابت� است؟
در سیستم های ارتباطی حیوانی، سیگنال ها معمولاً به صورت ذاتی و غریزی به یک محرک خاص مرتبط هستند. برای مثال:
زنبور عسل: زنبور کارگر پس از پیدا کردن منبع غذا، با انجام یک �رقص� ( waggle dance ) خاص، محل دقیق غذا را به سایر زنبورها اطلاع می دهد. این رقص فقط برای اطلاع رسانی در مورد مکان غذا است و نمی تواند برای اشاره به خطر یا چیز دیگری استفاده شود.
میمون ها: میمون ها دارای سیگنال های صوتی مختلفی هستند. مثلاً یک نوع فریاد خاص ممکن است فقط برای اعلام خطر وجود شکارچی در آسمان ( مثل عقاب ) به کار رود و نوع دیگری از فریاد برای اعلام خطر وجود شکارچی روی زمین ( مثل مار یا پلنگ ) . این سیگنال ها قابل تعویض یا انتزاعی نیستند.
پرندگان: آواز پرندگان اغلب برای تعیین قلمرو یا جلب جفت استفاده می شود. این سیگنال ها معمولاً در چارچوب این اهداف ثابت هستند.
تفاوت با زبان انسان:
زبان انسان به شدت از این �ارجاع ثابت� فاصله دارد و دارای ویژگی های دیگری است که آن را متمایز می کند، از جمله:
محصولیت ( Productivity/Creativity ) : انسان ها می توانند با استفاده از تعداد محدودی واحد زبانی ( آوا، کلمه ) ، تعداد بی نهایتی جمله و پیام جدید بسازند. ما می توانیم در مورد چیزهایی صحبت کنیم که در حال حاضر حضور ندارند ( گذشته، آینده ) یا حتی وجود ندارند ( تخیلی ) .
جابجایی ( Displacement ) : ما می توانیم در مورد زمان های دیگر ( گذشته، حال، آینده ) و مکان های دیگر صحبت کنیم. یک زنبور نمی تواند در مورد غذایی که دیروز پیدا کرده یا غذایی که فردا پیدا خواهد کرد، صحبت کند.
انتزاع ( Abstraction ) : زبان انسان قادر به بیان مفاهیم انتزاعی مانند عشق، عدالت، آزادی، منطق است. این مفاهیم شکل فیزیکی مشخصی ندارند که سیگنال حیوانی بتواند به طور مستقیم به آن ها ارجاع دهد.
مثال برای درک بهتر ارجاع ثابت:
فرض کنید میمونی صدای �هشدار مار� را تولید می کند. این صدا فقط و فقط به معنای �وجود مار در این نزدیکی است، مراقب باشید� می باشد. میمون نمی تواند از این صدا برای گفتن �من گرسنه ام� یا �هوا گرم است� استفاده کند. سیگنال و معنای آن کاملاً به هم گره خورده و ثابت است.
در مقابل، در زبان انسان، کلمه �مار� می تواند در جملات مختلفی به کار رود:
“من از مار می ترسم. ” ( بیان احساس )
“دیروز یک مار در باغ دیدم. ” ( اشاره به گذشته و یک واقعه )
“مار سمی است. ” ( بیان یک حقیقت کلی )
“این طرح شبیه مار است. ” ( استفاده مجازی و استعاری )
بنابراین، سیگنال های زبان انسان �ارجاع ثابت� ندارند، بلکه بسیار انعطاف پذیر، انتزاعی و قابل جابجایی هستند.
... [مشاهده متن کامل]
چرا این ارجاع �ثابت� است؟
در سیستم های ارتباطی حیوانی، سیگنال ها معمولاً به صورت ذاتی و غریزی به یک محرک خاص مرتبط هستند. برای مثال:
زنبور عسل: زنبور کارگر پس از پیدا کردن منبع غذا، با انجام یک �رقص� ( waggle dance ) خاص، محل دقیق غذا را به سایر زنبورها اطلاع می دهد. این رقص فقط برای اطلاع رسانی در مورد مکان غذا است و نمی تواند برای اشاره به خطر یا چیز دیگری استفاده شود.
میمون ها: میمون ها دارای سیگنال های صوتی مختلفی هستند. مثلاً یک نوع فریاد خاص ممکن است فقط برای اعلام خطر وجود شکارچی در آسمان ( مثل عقاب ) به کار رود و نوع دیگری از فریاد برای اعلام خطر وجود شکارچی روی زمین ( مثل مار یا پلنگ ) . این سیگنال ها قابل تعویض یا انتزاعی نیستند.
پرندگان: آواز پرندگان اغلب برای تعیین قلمرو یا جلب جفت استفاده می شود. این سیگنال ها معمولاً در چارچوب این اهداف ثابت هستند.
تفاوت با زبان انسان:
زبان انسان به شدت از این �ارجاع ثابت� فاصله دارد و دارای ویژگی های دیگری است که آن را متمایز می کند، از جمله:
محصولیت ( Productivity/Creativity ) : انسان ها می توانند با استفاده از تعداد محدودی واحد زبانی ( آوا، کلمه ) ، تعداد بی نهایتی جمله و پیام جدید بسازند. ما می توانیم در مورد چیزهایی صحبت کنیم که در حال حاضر حضور ندارند ( گذشته، آینده ) یا حتی وجود ندارند ( تخیلی ) .
جابجایی ( Displacement ) : ما می توانیم در مورد زمان های دیگر ( گذشته، حال، آینده ) و مکان های دیگر صحبت کنیم. یک زنبور نمی تواند در مورد غذایی که دیروز پیدا کرده یا غذایی که فردا پیدا خواهد کرد، صحبت کند.
انتزاع ( Abstraction ) : زبان انسان قادر به بیان مفاهیم انتزاعی مانند عشق، عدالت، آزادی، منطق است. این مفاهیم شکل فیزیکی مشخصی ندارند که سیگنال حیوانی بتواند به طور مستقیم به آن ها ارجاع دهد.
مثال برای درک بهتر ارجاع ثابت:
فرض کنید میمونی صدای �هشدار مار� را تولید می کند. این صدا فقط و فقط به معنای �وجود مار در این نزدیکی است، مراقب باشید� می باشد. میمون نمی تواند از این صدا برای گفتن �من گرسنه ام� یا �هوا گرم است� استفاده کند. سیگنال و معنای آن کاملاً به هم گره خورده و ثابت است.
در مقابل، در زبان انسان، کلمه �مار� می تواند در جملات مختلفی به کار رود:
“من از مار می ترسم. ” ( بیان احساس )
“دیروز یک مار در باغ دیدم. ” ( اشاره به گذشته و یک واقعه )
“مار سمی است. ” ( بیان یک حقیقت کلی )
“این طرح شبیه مار است. ” ( استفاده مجازی و استعاری )
بنابراین، سیگنال های زبان انسان �ارجاع ثابت� ندارند، بلکه بسیار انعطاف پذیر، انتزاعی و قابل جابجایی هستند.