fish one's limit

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( ورزشی – ماهیگیری ) حداکثر مقدار مجاز ماهی را صید کردن
• ( اصطلاحی – فراتر از ماهیگیری ) به حداکثر مجاز چیزی رسیدن، سقف مجاز را پر کردن
• ( محاوره – استعاره ) از چیزی نهایت استفاده را بردن تا حد مجاز
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
( واقعی – ماهیگیری ) We fished our limit of trout by 9 AM and spent the rest of the day relaxing.
تا ساعت ۹ صبح به حداکثر مجاز قزل آلا رسیدیم و بقیه روز را به استراحت گذراندیم.
( شکار ) The duck hunters fished their limit before sunrise.
شکارچیان اردک قبل از طلوع آفتاب به سقف مجاز رسیدند.
( استعاره – شوخی ) At the all - you - can - eat crab legs night, I fished my limit twice over.
در شب خرچنگ به اندازه دلخواه، من دوبار حداکثر مجاز را خوردم ( شوخی ) .
( سوال از ماهیگیر ) – Did you catch anything? – Yeah, we fished our limit in an hour!
– چیزی گرفتی؟ – آره، ظرف یک ساعت به حد مجاز رسیدیم!