first in first out

/ˈfɜːrstɪnˈfɜːrstˈaʊt//fɜːstɪnfɜːstaʊt/

بترتیب ورود fifo
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. One is that the rest queue scheduling algorithm takes place of FIFO (First In First Out) scheduling algorithm on the router, enhancing differential service for different sort data flows.
[ترجمه ترگمان]یکی از آن ها این است که بقیه الگوریتم زمان بندی صف از FIFO استفاده می کند (اول در ابتدا)الگوریتم زمان بندی روی مسیریاب، افزایش خدمت تفاضلی برای جریان های داده مختلف
[ترجمه گوگل]یکی از آن اینست که الگوریتم زمانبندی بقیه صف می تواند الگوریتم زمانبندی FIFO (First In First Out) روتر را فراهم کند، که خدمات دیفرانسیل را برای جریانهای مختلف داده ها مرتب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Doing so will take the "first in first out" queue behavior of the Domino agent manager out of the picture.
[ترجمه ترگمان]انجام این کار ابتدا از رفتار صف مدیر عامل دومینو در خارج از تصویر استفاده می کند
[ترجمه گوگل]انجام این کار باعث می شود که رفتار مدیر صف دوموو از تصویر خارج شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Asynchronous First In First Out(FIFO) is adopted to synchronize data transfer between APB bus and I2C bus.
[ترجمه ترگمان]اول - در ابتدا (FIFO ها)برای همزمان سازی انتقال داده بین باس APB و باس I۲C اتخاذ می شوند
[ترجمه گوگل]اولین بار در حالت اولیه (FIFO) آسنکرون برای تصویب همزمان انتقال داده بین bus bus APB و bus I2C اتخاذ می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Based on the "first in first out" principle, gate assignment problem is transferred to vertex-coloring problem, and corresponding model is constructed also.
[ترجمه ترگمان]براساس اصل \"اول در ابتدا\"، مساله تخصیص گیت به مساله رنگ آمیزی راس انتقال داده می شود و مدل مربوطه نیز ساخته شده است
[ترجمه گوگل]بر اساس اصل اول در ابتدا، مسئله انتساب دروازه به مسئله رنگ آمیزی ریشه منتقل می شود و مدل مربوطه نیز ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The Supplier shall implement a First In First Out (FIFO) system for disbursement of product from storage.
[ترجمه ترگمان]تامین کننده باید یک سیستم اول از FIFO)را برای پرداخت محصول از انبار اجرا کند
[ترجمه گوگل]تامین کننده باید یک سیستم ابتدایی (FIFO) برای پرداخت محصول از ذخیره سازی را اجرا کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. FIFO(first in first out )and DMA are two primary modes for the high-speed data transfer between the data acquisition(DAQ)equipments and PCs.
[ترجمه ترگمان]FIFO (اول در ابتدا)و DMA دو حالت اولیه برای انتقال داده با سرعت بالا بین تجهیزات (DAQ)و کامپیوترهای شخصی هستند
[ترجمه گوگل]FIFO (اولین بار در ابتدا) و DMA دو حالت اصلی برای انتقال اطلاعات با سرعت بالا بین تجهیزات جمع آوری اطلاعات (DAQ) و رایانه های شخصی می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The EP2S15 of ALTERA company, work as the system's peripheral controller include FIFO(first in first out) memory and sampling clock controller.
[ترجمه ترگمان]The شرکت ALTERA، به عنوان کنترل کننده محیطی سیستم شامل FIFO هستند (اول در ابتدا)حافظه و کنترل کننده ساعت نمونه برداری
[ترجمه گوگل]EP2S15 شرکت ALTERA، به عنوان کنترل کننده محیطی سیستم، شامل حافظه FIFO (اولین بار در ابتدا) و کنترل ساعت نمونه برداری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The mkfifo command creates a First In First Out (FIFO) file.
[ترجمه ترگمان]فرمان mkfifo اولین فایل خارج از FIFO را ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]فرمان mkfifo فایل FIFO را در اولویت قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Issue spare part with first in first out principle, keep spare part tidy.
[ترجمه ترگمان]بخش مربوط به مساله اول در ابتدا اصل، بخش یدکی را مرتب نگه دارید
[ترجمه گوگل]بخش اول را با اولین بار در قسمت اول بخوانید، بخش لوازم جانبی را مرتب نگه دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Firstly, radar echoes are formed into a first in first out queue, and short time slip window coherent integration is implemented.
[ترجمه ترگمان]ابتدا، انعکاسات رادار در ابتدا در صف اول شکل می گیرد، و زمان کوتاه برای ادغام منسجم پنجره در نظر گرفته می شود
[ترجمه گوگل]در ابتدا، اکوادورهای رادار به صف اول در صف اول شکل می گیرد و یکپارچه سازی یکپارچه ی یکپارچه ی پنجره ی کوتاه مدت انجام می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The goods in the shelf, access convenience, a little bit easy to and pure and calculate, can attain first in first out.
[ترجمه ترگمان]اجناس موجود در قفسه، راحتی دسترسی، کمی ساده و خالص و محاسبه می توانند ابتدا در ابتدا به دست آیند
[ترجمه گوگل]کالاهای موجود در قفسه، دسترسی راحتی، کمی آسان و خالص و محاسبه شده، می توانند در ابتدا برای اولین بار از آن خارج شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Commonly used in disk drive scheduling algorithms are: simple disk drive scheduling algorithm is first in first out (FIFO) method.
[ترجمه ترگمان]الگوریتم های زمان بندی درایو دیسک، معمولا در ابتدا در ابتدا از روش FIFO استفاده می شود
[ترجمه گوگل]معمولا در الگوریتم های زمانبندی درایو مورد استفاده قرار می گیرند: الگوریتم زمانبندی ساده درایو دیسک ابتدا در ابتدا (FIFO) است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This paper describes a new kind A/D sampling card with a microprocessor and large amount of the first in first out (FIFO) memory, which can solve the above problems.
[ترجمه ترگمان]این مقاله یک کارت نمونه برداری A \/ D جدید با یک ریزپردازنده و مقدار زیادی از اولین را در اولین بار (FIFO)توصیف می کند، که می تواند مشکلات فوق را حل کند
[ترجمه گوگل]این مقاله یک کارت نمونه برداری جدید A / D با یک ریزپردازنده و مقدار زیادی از حافظه اول (FIFO) را که می تواند مشکلات فوق را حل کند، توصیف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[حسابداری] اولین صادره از اولین وارده
[کامپیوتر] نگاه کنید به FIFO. - به ترتیب ورود
[برق و الکترونیک] خروج به ترتیب ورود [ فیفو] روشی که چگونگی گرفتن داده ها از حافظه ی رایانه را تعریف می کند. در حافظه « فیفو» داده های ورودی به صورت خودکار به طرف پایانه های خروجی منتقل می شوند. پس از هر بار برداشتن داده از خروجی، داده های دیگر به صورت خودکار به پایین خط می آیند و موقعیتهای خالی را پر می کنند.
[ریاضیات] به ترتیب ورود، به ترتیب، اولین صادر از اولین وارده، اولین خروجی از اولین ورودی
[صنعت] اولین ورودی اولین خروجی، روشی برای تعیین توالی فعالیت ها

به انگلیسی

• whoever enters before the others finishes before them; method of evaluating the worth of stock

معنی یا پیشنهاد شما