firmament

/ˈfɜːrməmənt//ˈfɜːməmənt/

معنی: فلک، آسمان، گنبد اسمان
معانی دیگر: (بیشتر شاعرانه) آسمان، گردون، گرزمان، گردان سپهر، فلک افلاک، اسمان

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the entire arch of the sky; heavens.
مشابه: heaven

- The rainbow stretched across the firmament.
[ترجمه lk] رنگین کمان روی آسمان گسترده شد.
|
[ترجمه ترگمان] رنگین کمان روی آسمان گسترده می شد
[ترجمه گوگل] رنگین کمان در سراسر قلب کشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. an infinite firmament . . .
(رودکی) گنبدی نهمار . . .

2. if like the lord, i had control over the firmament . . .
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان . . .

3. There are no stars in the firmament.
[ترجمه ترگمان]در آسمان ستاره ای وجود ندارد
[ترجمه گوگل]ستاره ای در آسمان وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was one of the stars in the firmament, one of the brightest, and he will be missed.
[ترجمه ترگمان]او یکی از ستارگان آسمان بود، یکی از brightest و دلش برای او تنگ خواهد شد
[ترجمه گوگل]او یکی از ستارگان در آسمان، یکی از روشن ترین ها بود، و او از دست خواهد رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A new star had shot into the musical firmament.
[ترجمه ترگمان]یک ستاره جدید به آسمان موسیقی وارد شده بود
[ترجمه گوگل]یک ستاره جدید به قلب موسیقی شلیک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They were luminous planets in a remote firmament, brilliant stars shedding light on a few satellites.
[ترجمه ترگمان]ستارگان درخشان در یک آسمان از راه دور بودند، ستارگان می درخشیدند و چند ماهواره را روشن می کردند
[ترجمه گوگل]آنها سیارات درخشان در سیطره از راه دور بودند، ستاره های درخشان ستاره ای را که چندین ماهواره را در خود فرو می ریزند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The smallest pond at night mirrors the firmament above.
[ترجمه ترگمان]در آسمان شب، کوچک ترین تالاب در آینه آسمان دیده می شود
[ترجمه گوگل]کوچکترین حوضه در شب، خورشید را بالای آن نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. And God set them in the firmament of the heaven to give light upon the earth.
[ترجمه ترگمان]و خداوند آن ها را در آسمان آسمان قرار داد تا زمین را روشن کند
[ترجمه گوگل]و خدا آنها را در قصر بهشت ​​گذاشت تا زمین را روشن کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A new star appeared in the firmament after his birth, a crucial sign of heavenly approval.
[ترجمه ترگمان]پس از ولادت یک ستاره جدید در آسمان ظاهر شد که نشانه بسیار مهمی از تایید آسمانی بود
[ترجمه گوگل]یک ستاره جدید بعد از تولدش در قلبش ظاهر شد، نشانه ای حیاتی از تایید آسمانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. And God set them in the firmament of heaven to give light upon the earth.
[ترجمه ترگمان]و خداوند آن ها را در آسمان آسمان قرار داد تا زمین را روشن کند
[ترجمه گوگل]و خداوند آنها را در قصر بهشت ​​گذاشت تا زمین را روشن کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He rose his head and stared at the firmament.
[ترجمه ترگمان]سرش را بلند کرد و به آسمان نگریست
[ترجمه گوگل]او سرش را بالا برد و به آسمان خیره شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It looks like a swirly firmament of stars, dalmatianed with yellow dots.
[ترجمه ترگمان]این سیاره شبیه به یک گنبد پر ستاره است که با نقطه های زرد به رنگ زرد درآمده است
[ترجمه گوگل]این به نظر می رسد مثل یک ستاره چرخان ستاره، dotmatianed با نقاط زرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The Firmament was a layer of frozen water ( ice ) above the Earth's surface.
[ترجمه ترگمان]The لایه ای از آب یخ زده بالای سطح کره زمین بود
[ترجمه گوگل]The Firmament یک لایه ای از آب یخ زده (یخ) بالای سطح زمین بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Knowledge, in truth, is the great sun in the firmament. Life and power are scattered with all its beams.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت، دانش، خورشید بزرگ در آسمان است زندگی و قدرت با تمام beams پراکنده شده اند
[ترجمه گوگل]دانش، در حقیقت، خورشید بزرگ در آسمان است زندگی و قدرت با همه پرتوهای آن پراکنده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. What is the world if compare to the least visible star in the firmament?
[ترجمه ترگمان]جهان چه خواهد بود اگر با کم ترین ستاره قابل مشاهده در آسمان مقایسه شود؟
[ترجمه گوگل]اگر در مقایسه با ستاره ای که حداقل در ستاره وجود دارد، جهان چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

فلک (اسم)
destiny, welkin, fate, heaven, sphere, sky, doom, firmament, felucca

آسمان (اسم)
height, welkin, heaven, loft, sky, firmament, olympus

گنبد اسمان (اسم)
firmament

به انگلیسی

• heavens, skies
the firmament is the sky or the heavens; a literary word.

پیشنهاد کاربران

heaven
بنیاد
فلک، گردون
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما