find the spotlight

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مورد توجه قرار گرفتن / در کانون توجه بودن
• به شهرت رسیدن / مشهور شدن
• ( با بار منفی ) خودنمایی کردن / دنبال جلب توجه بودن
🔸 مثال ها:
• The young senator quickly found the spotlight after her speech.
...
[مشاهده متن کامل]

آن سناتور جوان پس از سخنرانی اش به سرعت در کانون توجه قرار گرفت.
• He spent his whole career trying to find the spotlight.
او تمام حرفه اش را صرف تلاش برای جلب توجه کرد.
• The issue finally found the spotlight after years of neglect.
آن مسئله پس از سال ها بی توجهی، بالاخره مورد توجه قرار گرفت.