final touch

انگلیسی به انگلیسی

• last addition needed to make something complete

پیشنهاد کاربران

The last detail or adjustment added to perfect or complete something.
آخرین جزئیات یا تغییری که برای کامل یا بی نقص کردن چیزی اضافه می شود.
به صورت نمادین، نشان دهنده اصلاح نهایی یا پرداخت کاری برای اطمینان از بی نقص بودن است و اغلب آخرین مرحله قبل از ارائه را بیان می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

مترادف: Finishing touch, final adjustment, last detail, polish.
مثال؛
The painter added a few strokes of color as the final touch to his masterpiece.
The chef sprinkled herbs on the dish for the final touch before serving it.
Her speech was perfect after she made the final touch by adding a heartfelt story.

ظریف کاری های آخرش - تو ساختمون سازی میگن نازک کاری - بزک کردن - مثلا کابینت میزنن و فقط مونده دستگیره هاش - کیک درست کردن برای تولد ، فقط مونده شمع بذارن روش
آخرین اقدام برای کامل کردن چیزی یا کاری

بپرس