filthy rich

انگلیسی به انگلیسی

• obscenely rich, so wealthy that one doesn't know what to do with the money

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• "He inherited the family business and became filthy rich overnight. "
او تجارت خانوادگی را به ارث برد و یک شبه خر پول شد.
• "They live in a mansion and drive luxury cars; they're absolutely filthy rich. "
...
[مشاهده متن کامل]

آنها در یک عمارت زندگی می کنند و ماشین های لوکس سوار می شوند؛ آنها به شدت ثروتمند هستند.
• "The company's CEO is filthy rich, but he never donates to charity. "
مدیرعامل این شرکت پول پار و می کنه، اما هرگز به خیریه کمک نمی کند.

خیلی مایه دار بودن
🔴 extremely rich
◀️ I happen to know that the woman is filthy rich and can well afford to compensate you
سگ پول؛ به طرز تهوع آوری پولدار بودن؛
پولدار - خر پول - ثرتمند
خرپول