fill the old void

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• جای خالی قدیمی را پر کردن
• ( در کاربرد عاطفی ) خلأ عاطفی یا احساسیِ گذشته را جبران کردن
• ( در کاربرد اجتماعی ) کمبود یا نبودِ یک شخص، جایگاه، یا چیز را جبران کردن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

After his father's death, his uncle tried to fill the old void in his life.
پس از مرگ پدرش، عمویش سعی کرد خلأ عاطفیِ زندگی او را پر کند.
The new manager’s energetic style helped fill the old void left by the previous leader.
سبک پرانرژی مدیر جدید، به پر کردن خلأ به جای مانده از رهبر قبلی کمک کرد.
She took up painting to fill the old void after her retirement.
او پس از بازنشستگی، نقاشی را برای پر کردن خلأ عاطفیِ خود آغاز کرد.