fill one's coffers

پیشنهاد کاربران

پر کردن خزانه، افزایش ثروت، جمع آوری پول ( معمولاً برای سازمان ها، دولت ها یا افراد ثروتمند ) .
مثال ها:
۱. The new tax policy helped fill the government's coffers.
سیاست مالیاتی جدید به پر کردن خزانه دولت کمک کرد.
...
[مشاهده متن کامل]

۲. The company aims to fill its coffers before the end of the year.
شرکت قصد دارد تا پایان سال خزانه خود را پر از پول کند.
۳. The war served only to fill the generals' coffers.
آن جنگ فقط به پر کردن جیب های ژنرال ها خدمت کرد.