fill in for

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• جای کسی را پر کردن / جانشین کسی شدن
• به جای کسی کار کردن / وظایفِ کسی را انجام دادن
• غیبتِ کسی را جبران کردن
🔸 مثال:
The vice president will fill in for the president at the G7 summit while he recovers from surgery.
...
[مشاهده متن کامل]

معاونِ رئیس جمهور در حالی که رئیس جمهور در دورانِ نقاهتِ جراحی به سر می برد، در نشستِ G7 جانشینِ او خواهد شد.
When the foreign minister was suddenly hospitalized, his deputy filled in for him during the UN negotiations.
وقتی وزیرِ امورِ خارجه به طورِ ناگهانی در بیمارستان بستری شد، معاونِ او در جریانِ مذاکراتِ سازمانِ ملل، جایِ او را پر کرد.
The general's chief of staff filled in for him at the briefing after he was delayed by bad weather.
رئیسِ ستادِ ژنرال در جلسه یِ توجیهی، پس از آن که او به دلیلِ آب وهوایِ بد دیر کرد، جانشینِ او شد.

I fill in for her while she is off sick
{ به طور موقت }: جای کسی را پر کردن ، جایگزین کسی شدن
جایگزین کردن کسی