filigree

/ˈfɪləˌɡri//ˈfɪlɪɡriː/

معنی: ملیله دوزی
معانی دیگر: ملیله کاری، زر دوزی، تزئیناتی بشکل ذرات ریز یا دانه های تسبیح که امروزه بصورت سیم های ریز طلا ونقره و یا مسی دراطراف الات زرین وسیمین ساخته می شود، ملیله دوزی کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: intricate, lacy ornamental work made of twisted metal wires or pierced metal, as in jewelry.

(2) تعریف: any intricate, lacy pattern or form.

- To ornament the pillow, she embroidered a filigree in purple and gold thread along each edge.
[ترجمه گوگل] او برای تزیین بالش، در امتداد هر لبه، یک فیلیگران با نخ بنفش و طلا دوزی کرد
[ترجمه ترگمان] برای زینت بالش، با filigree و نخ طلایی روی هر لبه گلدوزی شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: made of or similar to filigree.

- a filigree bracelet
[ترجمه گوگل] یک دستبند فیلیگر
[ترجمه ترگمان] یک دست بند filigree
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: filigrees, filigreeing, filigreed
• : تعریف: to decorate with or make into filigree.

جمله های نمونه

1. The sunlight shining through the branches made a filigree pattern on the tiles.
[ترجمه گوگل]نور خورشید که از لابه لای شاخه ها می تابد، نقش فیلیگرانی روی کاشی ها ایجاد کرده است
[ترجمه ترگمان]نور خورشید که از میان شاخه ها می درخشید، یک الگوی ظریف بر روی کاشی ها به وجود می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There were grinning gnomes worked into the iron filigree, running downwards helter-skelter.
[ترجمه گوگل]کوتوله‌های پوزخندی روی پارچه‌های آهنی کار شده بودند که به سمت پایین می‌دویدند
[ترجمه ترگمان]همه جن های خانگی پوزخند می زدند، با شی اهنی کار می کردند و درهم و برهم به طرف پایین می دویدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Under silver roofs and filigree balconies, gleaming in the freezing sunshine, thoughtful locals swap memories and theories.
[ترجمه گوگل]مردم محلی متفکر در زیر سقف‌های نقره‌ای و بالکن‌های فیلیگرین، که در آفتاب یخ‌زده می‌درخشند، خاطرات و نظریه‌ها را با هم عوض می‌کنند
[ترجمه ترگمان]در زیر بام های نقره ای و balconies با زرق و برق خیره کننده، در زیر نور خیره کننده آفتاب، مردم محلی متفکر خاطرات و تئوری ها را مبادله می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It can be engraved, embossed, covered with filigree wire, enamelled, patinated and plated.
[ترجمه گوگل]می توان آن را حکاکی، برجسته، پوشش با سیم فیلیگر، میناکاری، پتینه کاری و آبکاری کرد
[ترجمه ترگمان]این رنگ می تواند حکاکی شده باشد، پوشیده از سیم، منقوش، منقوش، و اندود شده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Ahead of me was a chancel screen, a filigree of Gothic tracery.
[ترجمه گوگل]جلوی من یک صفحه نمایش بود، یک فیلیگران از نقاشی های گوتیک
[ترجمه ترگمان]پیش رویم یک پرده صدر کلیسا بود، و شی filigree از تزیینات توری گوتیک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The melody was free of clutter, without filigree, stripped to its barest line.
[ترجمه گوگل]ملودی عاری از درهم و برهمی بود، بدون فیلیگرن، به خط لختش برهنه شده بود
[ترجمه ترگمان]ملودی عاری از درهم و برهمی بود، بدون زرق و برق، به خط تازه خود چسبیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A cornettist equally capable of filigree delicacy and challenging power, Barnard's contribution to jazz is considerable.
[ترجمه گوگل]کرنتیست که به همان اندازه قادر به ظرافت و قدرت چالش برانگیز است، سهم بارنارد در موسیقی جاز قابل توجه است
[ترجمه ترگمان]یک cornettist به همان اندازه قادر به ظرافت و قابلیت چالش برانگیز است، کمک برنارد به جاز قابل توجه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. They also found the filigree lightness necessary for the Octet scherzo.
[ترجمه گوگل]آنها همچنین سبکی فیلیگرنی را که برای Octet scherzo ضروری است، یافتند
[ترجمه ترگمان]هم چنین ظرافتی که برای قاعده هشتایی ضروری است، پیدا کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The delicate gold filigree, the massive red gems.
[ترجمه گوگل]فیلیگران طلایی ظریف، جواهرات عظیم قرمز
[ترجمه ترگمان]دور نازک طلایی، جواهر قرمز عظیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. This blown-up filigree is the result of a study of infinite patterns.
[ترجمه گوگل]این فیلیگران منفجر شده نتیجه مطالعه الگوهای بی نهایت است
[ترجمه ترگمان]این شی blown ناشی از مطالعه الگوهای نامحدود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The frost made a beautiful filigree on the window pane.
[ترجمه گوگل]یخبندان رنگی زیبا روی شیشه پنجره ایجاد کرد
[ترجمه ترگمان]یخ بندان به شیشه پنجره نگاه می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The blue sandstone face contrast the stainless steel filigree and case.
[ترجمه گوگل]صورت آبی ماسه سنگی در تضاد با جنس استیل و بدنه است
[ترجمه ترگمان]ماسه آبی با شی و حالت فولاد ضد زنگ تفاوت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The art filigree tapestry is elegant and magnificent.
[ترجمه گوگل]ملیله هنری فیلیگر ظریف و باشکوه است
[ترجمه ترگمان]پرده art ظریف و با شکوه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Xianghe filigree jewelry base of China's ancient Silk inheritance and development of technology.
[ترجمه گوگل]پایه جواهرات شیانگهه از میراث ابریشم باستانی چین و توسعه فناوری
[ترجمه ترگمان]Xianghe جواهرات سنتی چین از ارث باستانی ابریشم چین و توسعه فن آوری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Mithril filigree has a slightly reduced range that it gives skillups.
[ترجمه گوگل]فیلیگرن میتریل دارای دامنه کمی کاهش یافته است که باعث مهارت می شود
[ترجمه ترگمان]شی شی دار دارای دامنه کمی کاهش یافته است که به skillups می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ملیله دوزی (اسم)
broidery, filigree, lacing, needle point, point lace

تخصصی

[نساجی] ملیله دوزی

به انگلیسی

• lacy decorative work done in gold or other metals; something delicate and ornamental
embellish with filigree, decorate with lacy decorative work done in gold or other metals
of lacy decorative work done in gold or other metals; resembling a filigree
filigree is delicate ornamental designs made with gold or silver wire.

پیشنهاد کاربران

ویکی پدیا:
ملیله کاری ( به انگلیسی filigree ) شاخه ای از هنر فلزکاری است که با مفتول های نازک نقره انجام می پذیرد.
filigree ( نجوم )
واژه مصوب: ملیله 1
تعریف: ساختاری بسیار ظریف در نورسپهر خورشید به شکل نقطه های ریز و درخشان و به هم پیوسته که میان نوارهای تیرة دانه ها ( granules ) آرایش یافته است
مَلیله کاری
ملیله سازی
filigrain
filigree

1. کار زینتی ظریف از طلا، نقره یا سیم های دیگر
2. هر گونه تزئینات ظریف خیالی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما