few seconds

پیشنهاد کاربران

The bowls were empty again in a few seconds
در چند ثانیه، کاسه ها دوباره خالی شدند ( منظورش اینه که غذاها رو خوردن )
چند ثانیه
Ex. Friendship is like a book. It takes few seconds to burn, but it takes years to write.
دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه.