fetishization
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 تعریف ها:
1. ( جامعه شناسی/فرهنگی – اصلی/انتقادی ) : نسبت دادن ارزش، جذابیت یا اهمیت اغراق آمیز و غیرواقعی به یک جنبه از فرهنگ، نژاد، جنسیت یا هویت دیگران؛ معمولاً با نگاه از بیرون و بدون درک عمیق.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: The fetishization of Asian women in Western media is a form of racial stereotyping.
فتیش سازی زنان آسیایی در رسانه های غربی نوعی کلیشه سازی نژادی است.
2. ( روانشناسی – فرویدی/کلاسیک ) : تبدیل یک شیء یا بخشی از بدن به منبع اصلی تحریک جنسی، جدا از کل فرد.
مثال: In classical psychoanalysis, fetishization is seen as a defense mechanism.
در روانکاوی کلاسیک، فتیش سازی به عنوان یک سازوکار دفاعی دیده می شود.
3. ( اقتصاد سیاسی – مارکسیستی ) : فتیش سم کالا ( commodity fetishism ) – نسبت دادن قدرت های جادویی یا ارزش ذاتی به کالاها در نظام سرمایه داری.
o مثال: Marx used the term fetishization to describe how social relations appear as relations between things.
مارکس از واژه فتیش سازی برای توصیف چگونگی ظاهر شدن روابط اجتماعی به صورت روابط بین اشیا استفاده کرد.
4. ( نقد فرهنگی – مدرن ) : کاهش یک فرد یا گروه به چند ویژگی ظاهری یا کلیشه ای و لذت بردن از آن ویژگی ها به جای شناخت کامل انسان.
مثال: The fetishization of poverty in art can be exploitative.
فتیش سازی فقر در هنر می تواند استثمارگرانه باشد.
1. ( جامعه شناسی/فرهنگی – اصلی/انتقادی ) : نسبت دادن ارزش، جذابیت یا اهمیت اغراق آمیز و غیرواقعی به یک جنبه از فرهنگ، نژاد، جنسیت یا هویت دیگران؛ معمولاً با نگاه از بیرون و بدون درک عمیق.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: The fetishization of Asian women in Western media is a form of racial stereotyping.
فتیش سازی زنان آسیایی در رسانه های غربی نوعی کلیشه سازی نژادی است.
2. ( روانشناسی – فرویدی/کلاسیک ) : تبدیل یک شیء یا بخشی از بدن به منبع اصلی تحریک جنسی، جدا از کل فرد.
مثال: In classical psychoanalysis, fetishization is seen as a defense mechanism.
در روانکاوی کلاسیک، فتیش سازی به عنوان یک سازوکار دفاعی دیده می شود.
3. ( اقتصاد سیاسی – مارکسیستی ) : فتیش سم کالا ( commodity fetishism ) – نسبت دادن قدرت های جادویی یا ارزش ذاتی به کالاها در نظام سرمایه داری.
o مثال: Marx used the term fetishization to describe how social relations appear as relations between things.
مارکس از واژه فتیش سازی برای توصیف چگونگی ظاهر شدن روابط اجتماعی به صورت روابط بین اشیا استفاده کرد.
4. ( نقد فرهنگی – مدرن ) : کاهش یک فرد یا گروه به چند ویژگی ظاهری یا کلیشه ای و لذت بردن از آن ویژگی ها به جای شناخت کامل انسان.
مثال: The fetishization of poverty in art can be exploitative.
فتیش سازی فقر در هنر می تواند استثمارگرانه باشد.
بت سازی
طلسم کردن
بتواره سازی
خرافات ، طلسم شدن