festively


باسوروشادی، چنانکه درخورجشن یاعیدی باشد

انگلیسی به انگلیسی

• in a festive manner, merrily, joyfully

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
جشن وار | به شکل جشنی | شادمانه | با حال و هوای جشن | با شکوه و شادی | به طور جشن گونه
🔸 مثال ها
The evening began festively, with music, dancing, and laughter.
شب با موسیقی، رقص و خنده، در فضایی شاد و جشن گونه آغاز شد.
...
[مشاهده متن کامل]

The town was festively decorated for the holiday.
شهر برای تعطیلات با حال وهوایی جشن گونه تزیین شده بود.
It all started festively enough, but the mood soon changed.
همه چیز در ابتدا با شادی و حال و هوای جشن شروع شد، اما خیلی زود فضا تغییر کرد.