ferrous

/ˈferəs//ˈferəs/

معنی: دارای ترکیبات اهن، اهنی
معانی دیگر: (دارای یا ناشی از و یا وابسته به آهن) آهن دار، آهن زا، آهن خیز، آهنی، آهنین
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, relating to, or containing iron, esp. with a valence of two.

جمله های نمونه

1. Ferrous iron reduces to ferric iron.
[ترجمه ترگمان]آهن Ferrous به آهن فریک کاهش پیدا می کند
[ترجمه گوگل]آهن آهنی آهن آهن را کاهش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The water was reacting with the ferrous iron in the tank.
[ترجمه سحر] آب باآهن فروس درمخزن واکنش نشان می داد.
|
[ترجمه ترگمان]آب با آهن آهنی در باک واکنش نشان می داد
[ترجمه گوگل]آب با آهن آهن در مخزن واکنش نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The proportion of ferrous metal recycled fell from 71 percent in 1980 to 44 percent in 198
[ترجمه ترگمان]نسبت انحلال فلزات آهنی از ۷۱ درصد در سال ۱۹۸۰ به ۴۴ درصد در ۱۹۸ مورد کاهش یافت
[ترجمه گوگل]نسبت فلزات آهنی بازیافت شده از 71 درصد در سال 1980 به 44 درصد در سال 198 کاهش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mining and non ferrous metal issues were also strong, following gold prices higher, traders said.
[ترجمه ترگمان]تجار گفتند که مسائل معدن کاری و غیر آهنی به دنبال قیمت های طلا نیز قوی بودند
[ترجمه گوگل]معامله گران گفتند که مسائل معدنی و فلزات غیر آهنی نیز با افزایش قیمت طلا بیشتر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. For many years ferrous sulphate was used as a supplement.
[ترجمه ترگمان]برای بسیاری از سال ها، سولفات منیزیم به عنوان مکمل استفاده شد
[ترجمه گوگل]سالهاست که سولفات آهن به عنوان یک مکمل استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Manganese bicarbonate, although similar in its reactions to ferrous bicarbonate, is more soluble.
[ترجمه ترگمان]جوش شیرین، اگر چه در واکنش های آن به جوش شیرین مشابه است، بیشتر حل می شود
[ترجمه گوگل]بی کربنات منگنز، اگرچه مشابه آن در واکنش به بی کربنات آهنی، محلول تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In nephrite it occurs exclusively as ferrous and in jadeite as ferric oxide.
[ترجمه ترگمان]در nephrite، این آهن به طور انحصاری به عنوان آهن و در jadeite به عنوان فریک اکسید روی می دهد
[ترجمه گوگل]در nephrite آن به طور خاص به عنوان سیاه و سفید و در jadeite به عنوان اکسید فریک رخ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Moreover, a strong presence of ferrous oxide in the walls gives them a red color.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، حضور قوی اکسید آهنی در دیوارها به آن ها رنگ قرمز می دهد
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، حضور قوی اکسید آهن در دیواره ها به آنها رنگ قرمز می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He thus achieved distinction in both ferrous and non-ferrous metallurgy.
[ترجمه ترگمان]به این ترتیب او به فلزات آهنی و غیر آهنی امتیاز گرفت
[ترجمه گوگل]از این رو، او در متالورژی آهنی و غیر آهنی تمایز قائل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. When lava solidifies, its tiny ferrous particles align themselves, like magnetic needles, with the earth's magnetic field.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که گدازه ها سفت می شوند، ذرات کوچک آهنی خود را مثل سوزن های مغناطیسی در میدان مغناطیسی زمین جمع می کنند
[ترجمه گوگل]هنگامی که گدازه کورکورانه می شود، ذرات رنگی کوچک آن، مانند سوزن های مغناطیسی، با میدان مغناطیسی زمین هماهنگ می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Ferrous & Non - Ferrous Metals, Natural Rubber, Latex and Synthetic Rubber.
[ترجمه ترگمان]Ferrous & فلزات غیر -، لاستیک طبیعی، Latex و لاستیک مصنوعی
[ترجمه گوگل]آهن * فلزات غیر آهنی، لاستیک طبیعی، لاتکس و لاستیک مصنوعی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Plain carbon steel . A ferrous alloy in which carbon is the prime alloying element.
[ترجمه ترگمان]فولاد کربنی ساده آلیاژ آهنی که در آن کربن عناصر آلیاژی است
[ترجمه گوگل]فولاد کربن ساده آلیاژهای آهنی که در آن کربن عنصر اصلی آلیاژ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The phosphorated fluid not only is applied to ferrous metal and its alloy, but also to surface disposal of aluminum, zinc, copper, nickel, chrome and various materials and alloys.
[ترجمه ترگمان]مایع phosphorated نه تنها برای آهن آهنی و آلیاژ آن اعمال می شود، بلکه برای دفع آلومینیوم، روی، مس، نیکل، کروم و مواد مختلف و آلیاژهای مختلف به کار می رود
[ترجمه گوگل]مایع فسفری نه تنها به فلزات آهنی و آلیاژ آن اعمال می شود، بلکه همچنین به تخریب سطوح آلومینیوم، روی، مس، نیکل، کروم و مواد مختلف و آلیاژها نیز اعمال می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Ferrous and Non Ferrous Scrap, Cashew Nuts, Raw Cotton.
[ترجمه ترگمان]Ferrous و Non Ferrous، آجیل Cashew، پنبه خام
[ترجمه گوگل]ضایعات آهنی و غیر آهنی، آجیل بادام، پنبه خام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. When the term "annealing" is applied to ferrous alloys without qualification, full annealing is implied.
[ترجمه ترگمان]وقتی اصطلاح \"تابکاری\" برای آلیاژهای آهنی بدون شرط اعمال می شود، تابکاری کامل تعریف می شود
[ترجمه گوگل]هنگامی که اصطلاح 'annealing' به آلیاژهای آهنی بدون واجد شرایط اعمال می شود، انلینگ کامل به صورت ضمنی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دارای ترکیبات اهن (صفت)
ferric, ferrous

اهنی (صفت)
ferruginous, ferrous

تخصصی

[برق و الکترونیک] آهنی، فرُو دارای ترکیب دو ظرفیتی از آهن.

به انگلیسی

• containing iron; pertaining or relating to iron; like iron
ferrous means containing or relating to iron.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما