🔸 معادل فارسی:
• ( عمومی ) کوتاهی کردن، به هدف نرسیدن
• ( در عملکرد ) ناامید کردن، انتظارات را برآورده نکردن
• ( مالی/آماری ) کمتر بودن از حد انتظار، عقب ماندن
🔸 مثال ها:
"The restaurant's service fell short of what I expected given the high prices. "
... [مشاهده متن کامل]
سرویس رستوران با توجه به قیمت های بالا از آنچه انتظار داشتم ناامیدم کرد.
"Sales for the new smartphone fell short of the company's initial projections by 15%. "
فروش گوشی هوشمند جدید ۱۵٪ از پیش بینی های اولیه شرکت کمتر بود ( به هدف نرسید ) .
"Despite his best efforts, his presentation fell short of convincing the board to approve the budget. "
علیرغم تمام تلاش هایش، ارائه او از متقاعد کردن هیئت مدیره برای تصویب بودجه موفق نشد.
• ( عمومی ) کوتاهی کردن، به هدف نرسیدن
• ( در عملکرد ) ناامید کردن، انتظارات را برآورده نکردن
• ( مالی/آماری ) کمتر بودن از حد انتظار، عقب ماندن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
سرویس رستوران با توجه به قیمت های بالا از آنچه انتظار داشتم ناامیدم کرد.
فروش گوشی هوشمند جدید ۱۵٪ از پیش بینی های اولیه شرکت کمتر بود ( به هدف نرسید ) .
علیرغم تمام تلاش هایش، ارائه او از متقاعد کردن هیئت مدیره برای تصویب بودجه موفق نشد.
دست نیافتن به یک هدف تعیین شده یا نرسیدن به هدف مورد انتظار
مطابق انتظارات عمل نکردن