feed frenzy

پیشنهاد کاربران

اسم
🔸 معادل فارسی:
• ( در پزشکی و روانشناسی ) تغذیهٔ اجباری / پرخوری وسواسی ( تشبیهی )
• ( در رسانه ) هجوم بی وقفهٔ خبری / جنجال خبری
• ( در بازاریابی ) شور و اشتیاق مصرف کنندگان برای خرید
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• ( پرخوری ) "After a long period of dieting, she fell into a feed frenzy on the weekend. "
بعد از یک دوره طولانی رژیم، آخر هفته دچار پرخوری وسواسی شد.
• ( رسانه ) "The leaked photos caused a social media feed frenzy. "
عکس های فاش شده باعث یک هجوم خبری در شبکه های اجتماعی شد.
• ( بازاریابی ) "The new product launch turned into a feed frenzy among tech fans. "
رونمایی محصول جدید به یک اشتیاق خرید بی کنترل در میان طرفداران فناوری تبدیل شد.