feather in someone's cap

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• افتخاری بزرگ / دستاوردی ارزشمند
• نقطه ی عطفی در کارنامه
• برگ برنده / عاملی برای مباهات
• نقطه یِ مقابلِ آن، "a blot on someone's record" ( لکه ی ننگ در کارنامه ) است.
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• "Winning that international award was a real feather in her cap. "
بردنِ آن جایزه ی بین المللی واقعاً یک افتخارِ بزرگ برای او بود.
• "Closing this deal with such a big client will be a feather in his cap. "
بستنِ این قرارداد با یک مشتریِ بزرگ، یک برگِ برنده در کارنامه اش خواهد بود.
• "For a small startup, getting funding from that venture capital firm is quite a feather in their cap. "
برای یک استارتاپِ کوچک، گرفتنِ سرمایه از آن شرکتِ سرمایه گذاریِ خطرپذیر، یک دستاوردِ بسیار ارزشمند محسوب می شود.