🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه/ طعنه آمیز ) هیچ فایده ای نداشت، به هیچ دردی نخورد
• دردسرش به آن نمی ارزید، فایده اش صفر بود
• هر چه بود هیچی نبود، تهش هیچی
🔸 مثال ها:
• "He studied for hours, but a fat lot of good it did him – he failed anyway. "
... [مشاهده متن کامل]
→ ساعت ها درس خواند، اما به هیچ دردی نخورد / هیچ فایده ای نداشت – بالاخره مردود شد.
• "You bought me an umbrella? A fat lot of good that is – it's already stopped raining. "
→ برای من چتر خریدی؟ دردسرش به این لحظه می ارزید؟ / به چه دردی می خورد؟ – که دیگر باران بند آمده.
• "A fat lot of good your advice was – I followed it and lost all my money. "
→ چه فایده ای داشت / به چه دردی خورد آن توصیه ات؟ – ازش پیروی کردم و تمام پولم را از دست دادم.
• ( عامیانه/ طعنه آمیز ) هیچ فایده ای نداشت، به هیچ دردی نخورد
• دردسرش به آن نمی ارزید، فایده اش صفر بود
• هر چه بود هیچی نبود، تهش هیچی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
→ ساعت ها درس خواند، اما به هیچ دردی نخورد / هیچ فایده ای نداشت – بالاخره مردود شد.
→ برای من چتر خریدی؟ دردسرش به این لحظه می ارزید؟ / به چه دردی می خورد؟ – که دیگر باران بند آمده.
→ چه فایده ای داشت / به چه دردی خورد آن توصیه ات؟ – ازش پیروی کردم و تمام پولم را از دست دادم.
مفید نبودن/کمک کننده نبودن
not at all useful or helpful