fastigium


معنی: نوک، راس، راس قسمت فوقانی بطن چهارم
معانی دیگر: (پزشکی) شور بیماری، اوج تب

مترادف ها

نوک (اسم)
end, bill, point, top, head, tip, peak, summit, horn, apex, beak, vertex, barb, ascender, neb, knap, jag, fastigium, ridge, nib

راس (اسم)
end, climax, pinnacle, top, head, tip, peak, leader, vertex, cap, fastigium

راس قسمت فوقانی بطن چهارم (اسم)
fastigium

انگلیسی به انگلیسی

• point of greatest intensity in a disease or infection

پیشنهاد کاربران

✍️معماری: در معماری، fastigium به معنای پدیمنت یا گنبد است که به شکل مثلثی در بالای ساختمان های مستطیلی قرار می گیرد. این قسمت نمای بالایی سقف را تشکیل می دهد و معمولاً با تزئینات و مجسمه ها زینت داده می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

✍️✍️پاتولوژی: در زمینه پزشکی، fastigium به بالاترین نقطه یک بیماری یا دوره اوج تب اشاره دارد. این اصطلاح برای توصیف مرحله ای از بیماری استفاده می شود که در آن علائم به شدت بروز می کنند.
✍️✍️✍️آناتومی: در آناتومی، fastigium به بالاترین نقطه سقف بطن چهارم مغز اشاره دارد.

( اسم ) : 1. اوج: دوره ای که طی آن تب یا بیماری کاملاً ایجاد می شود؛ 2. تارک: بالاترین نقطه در سقف بطن چهارم مغز
اوج تب ( اسم ) : بالاترین درجه حرارت در طول یک دوره تب

بپرس