🔸 معادل فارسی:
• مسیر سریع / راه میان بر
• راه سریع شده / مسیر تسریع شده
• ( در بافت اداری و حقوقی ) مسیر ویژه / رویه ی فوری
• ( مجازی ) راه حل سریع برای رسیدن به هدف
🔸 مثال ها:
• The government is looking for a fast - track way to approve the deal.
... [مشاهده متن کامل]
دولت دنبال راهی سریع برای تصویب آن توافق است.
• Congress used a fast - track procedure to pass the trade bill.
کنگره از رویه ی تسریع شده برای تصویب لایحه ی تجاری استفاده کرد.
• There is no fast - track way to rebuild trust.
هیچ راه میان بری برای بازسازی اعتماد وجود ندارد.
• مسیر سریع / راه میان بر
• راه سریع شده / مسیر تسریع شده
• ( در بافت اداری و حقوقی ) مسیر ویژه / رویه ی فوری
• ( مجازی ) راه حل سریع برای رسیدن به هدف
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
دولت دنبال راهی سریع برای تصویب آن توافق است.
کنگره از رویه ی تسریع شده برای تصویب لایحه ی تجاری استفاده کرد.
هیچ راه میان بری برای بازسازی اعتماد وجود ندارد.