۱. شیادِ چرب زبان ( اسم ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
The fast - talking manipulator convinced everyone to invest in his fake company.
۲. آدم خوش سرو زبان و فریب کار ( اسم )
Beware of that fast - talking manipulator at the car dealership.
... [مشاهده متن کامل]
۳. حقه بازِ زبان باز ( اسم )
She realized he was just a fast - talking manipulator after the deal fell through.
۴. افسونگرِ لفاظ ( اسم )
He is a fast - talking manipulator who plays with people's emotions to get his way.
۵. شارلاتانِ چرب گو ( اسم )
A fast - talking manipulator can sell ice to an Eskimo by confusing them with words.
۶. سفسطه گرِ غافلگیرکننده ( اسم )
The lawyer acted like a fast - talking manipulator to overwhelm the witness during the trial.
توضیح:
این اصطلاح ترکیبی برای توصیف فردی به کار می رود که با استفاده از سرعت بالای بیان، فن بیان قوی و چرب زبانی، اجازه فکر کردن به طرف مقابل را نمی دهد تا او را وادار به انجام کاری کند که به نفع خودش است. این افراد معمولاً از کلمات برای گیج کردن، تحت تأثیر قرار دادن یا پنهان کردن حقیقت استفاده می کنند. این اصطلاح در زمینه های مربوط به کلاهبرداری، فروشندگی های غیرمنصفانه و روابط سمی کاربرد زیادی دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Smooth - talker / Silver - tongued devil / Glib operator / Sweet - talker / Artful dodger / Con artist / Schemer / Machiavellian / Influence peddler / Fast - talker / Wheeler - dealer / Gaslighter
۲. آدم خوش سرو زبان و فریب کار ( اسم )
... [مشاهده متن کامل]
۳. حقه بازِ زبان باز ( اسم )
۴. افسونگرِ لفاظ ( اسم )
۵. شارلاتانِ چرب گو ( اسم )
۶. سفسطه گرِ غافلگیرکننده ( اسم )
توضیح:
این اصطلاح ترکیبی برای توصیف فردی به کار می رود که با استفاده از سرعت بالای بیان، فن بیان قوی و چرب زبانی، اجازه فکر کردن به طرف مقابل را نمی دهد تا او را وادار به انجام کاری کند که به نفع خودش است. این افراد معمولاً از کلمات برای گیج کردن، تحت تأثیر قرار دادن یا پنهان کردن حقیقت استفاده می کنند. این اصطلاح در زمینه های مربوط به کلاهبرداری، فروشندگی های غیرمنصفانه و روابط سمی کاربرد زیادی دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط: