🔸 معادل فارسی:
فرار از پرداخت کرایه | کرایه ندادن | تخلف از پرداخت کرایه | دور زدن پرداخت بلیت
🔸 مثال ها:
• The city has launched a campaign to crack down on fare evasion.
شهرداری کارزاری را برای برخورد قاطع با فرار از پرداخت کرایه آغاز کرده است.
... [مشاهده متن کامل]
• Fare evasion costs the transit system millions of dollars every year.
کرایه ندادن سالانه میلیون ها دلار به سیستم حمل ونقل عمومی ضرر می زند.
• He was fined heavily for fare evasion on the subway.
او به خاطر کرایه ندادن در مترو جریمه ی سنگینی شد.
فرار از پرداخت کرایه | کرایه ندادن | تخلف از پرداخت کرایه | دور زدن پرداخت بلیت
🔸 مثال ها:
شهرداری کارزاری را برای برخورد قاطع با فرار از پرداخت کرایه آغاز کرده است.
... [مشاهده متن کامل]
کرایه ندادن سالانه میلیون ها دلار به سیستم حمل ونقل عمومی ضرر می زند.
او به خاطر کرایه ندادن در مترو جریمه ی سنگینی شد.