far flung

/ˈfɑːrˈfləŋ//fɑːflʌŋ/

گسترده، پخش، پراکنده، وسیع، دور افتاده، اقصی، دور دست، پرت و دور افتاده

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: widely scattered or extensive.

- a far-flung empire
[ترجمه ویرایشگر] یک امپراتوری بزرگ
|
[ترجمه گوگل] یک امپراتوری دوردست
[ترجمه ترگمان] یه امپراطوری دور افتاده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: far away.

انگلیسی به انگلیسی

• far-flung places are a long distance away.
far-flung means covering a very wide area or extending to distant places.

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• The company has offices in far - flung parts of the world.
این شرکت در نقاط دورافتاده و گوناگون جهان دفتر دارد.
• News of the event spread to far - flung villages.
خبر این رویداد به روستاهای دورافتاده رسید.
...
[مشاهده متن کامل]

• The museum attracts visitors from far - flung countries.
این موزه بازدیدکنندگانی از کشورهای دوردست جذب می کند.

adj. دور دست / دور افتاده
e. g. When people go travelling to far flung places, they want to see something exotic, not the same icons they see all around them at home!
بلند پروازانه
Far - off
Remote
مترادفاش هستن
یعنی دورافتاده
۱. گسترده. وسیع ۲. دامنه دار . ۲. دور. دور دست. اقصی
مثال:
And he had given them far - flung hopes.
و او به آنها امیدهای وسیع و گسترده داده بود.
دور و دراز
اقصی نقاط ( دنیا )
دور دست
دور. دور دست
مترادف:
remote
دور افتاده - دور