fang

/fæŋ//fæŋ/

معنی: نیش، دندان انیاب، دندان ناب، ناب
معانی دیگر: (در جانوران گوشت خوار) دندان نیش، دندان ناب (جمع : انیاب)، یشک، (مار) نیش، دندان انیاب در سگ و مانند ان
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: fanged (adj.), fanglike (adj.)
(1) تعریف: a long pointed tooth, such as the canine tooth of carnivorous animals or the hollow, grooved tooth by which a venomous snake injects its poison.

- The wolf bared its fangs.
[ترجمه گوگل] گرگ دندان های نیش خود را بیرون آورد
[ترجمه ترگمان] گرگ نیشش را باز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The snake sunk its fangs into its prey.
[ترجمه گوگل] مار نیش خود را در طعمه خود فرو کرد
[ترجمه ترگمان] مار نیش خود را در شکارش فرو برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: something similar in structure, such as the pincerlike front appendage of a venomous spider.

(3) تعریف: the root of a tooth.

جمله های نمونه

1. . . . in the breath of a dragon and the fang of a tiger
(عنصری) . . . . در دم اژدها و یشک پلنگ

2. They sold the fang to their son Richard, who only came during summers, until about 192
[ترجمه گوگل]آن‌ها نیش را به پسرشان ریچارد فروختند که تا سال ۱۹۲ فقط تابستان‌ها می‌آمد
[ترجمه ترگمان]آن ها فنگ را به پسر خود ریچارد فروخته بودند که فقط تابستان ها به حدود ۱۹۲ سالگی می رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I remembered the animals on the fang and how they had behaved when one mounted the other.
[ترجمه گوگل]به یاد حیوانات روی نیش افتادم و وقتی یکی روی دیگری سوار شد چگونه رفتار می کردند
[ترجمه ترگمان]به یاد حیوانات نیش و افتادم که وقتی یکی از آن ها سوار شده بود چه رفتاری داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Politics operates at many levels in the Fang example.
[ترجمه گوگل]در مثال نیش، سیاست در سطوح مختلفی عمل می کند
[ترجمه ترگمان]سیاست در بسیاری از موارد به عنوان مثال فنگ مشغول به کار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Fang would play an important role in the next round of student demonstrations at the end of 198
[ترجمه گوگل]نیش نقش مهمی در دور بعدی تظاهرات دانشجویی در پایان سال 198 ایفا خواهد کرد
[ترجمه ترگمان]فنگ در دور بعدی تظاهرات دانشجویی در پایان سال ۱۹۸ همچنان نقش مهمی بازی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Fang, Bubi and other indigenous languages.
[ترجمه گوگل]نیش، بوبی و سایر زبان های بومی
[ترجمه ترگمان]فنگ، bubi و دیگر زبان های بومی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. After beating Gao Ma to the ground, the Fang brothers stood over him in the flickering lamplight, looming large.
[ترجمه گوگل]پس از کوبیدن گائو ما به زمین، برادران نیش در نور سوسو زننده لامپ بالای او ایستادند و بزرگ به نظر می رسید
[ترجمه ترگمان]سپید دندان پس از کتک زدن Gao بر زمین، در زیر نور لرزان چراغ کوتاهی بر او ایستاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. In a final burst of bad temper, Mr Fang said that his time had been wasted.
[ترجمه گوگل]آقای فانگ در آخرین انفجار بد خلقی گفت که وقتش تلف شده است
[ترجمه ترگمان]آقای فانک در آخرین لحظه از کوره در رفت و گفت که وقت تلف شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In its fang and small star's call, teddy boy woke up, a reunion.
[ترجمه گوگل]در صدای نیش و ستاره کوچک آن، پسر عروسکی از خواب بیدار شد، یک ملاقات مجدد
[ترجمه ترگمان]با این نیش کوچک و ستاره کوچک، تدی بیدار شد و تجدید دیدار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Fang Hung - chien said hesitatingly, " No, your cousin is also coming. "
[ترجمه گوگل]فانگ هونگ - چین با تردید گفت: "نه، پسر عمویت هم می آید "
[ترجمه ترگمان]فنگ هانگ - chien با تردید گفت: \" نه، پسر خاله ات هم می آید \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In her intemperate husband, Mrs Fang has a broken reed.
[ترجمه گوگل]خانم نیش در شوهر نامتعارفش یک نی شکسته دارد
[ترجمه ترگمان]در این میان خانم فانگ a شکسته دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Fang Qingbin: The perspective that how imagines online charge to an account are you at that time? 2Year fumble, go up with operation mode on idea what change to produce?
[ترجمه گوگل]فانگ چینگ بین: این دیدگاه که در آن زمان شارژ آنلاین یک حساب را چگونه تصور می کند، شما هستید؟ 2Year fumble، با حالت عملیات در ایده چه تغییری ایجاد کنید بالا بروید؟
[ترجمه ترگمان]فنگ Qingbin: دیدگاه من این است که شما در آن زمان چگونه بار آنلاین را به یک حساب سپرده هستید؟ ۲ سال لکنت پیدا کنید، مد عملیاتی را در نظر بگیرید که چه چیزی برای تولید تغییر می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Fang Zhaoyan, a virologist at the Chinese Centre for Disease Control and Prevention, believes Chinese scientists and vaccine makers have the capacity to lower costs of the rotavirus vaccine.
[ترجمه گوگل]فانگ ژائویان، ویروس شناس در مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های چین، معتقد است که دانشمندان چینی و سازندگان واکسن توانایی کاهش هزینه های واکسن روتاویروس را دارند
[ترجمه ترگمان]فنگ Zhaoyan، virologist در مرکز کنترل و پیش گیری بیماری ها در چین، بر این باور است که دانشمندان چینی و سازندگان واکسن ظرفیت تولید واکسن rotavirus را دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Fang - hua stone mosaic Factory is a large marble mosaic professional manufacturers.
[ترجمه گوگل]نیش - کارخانه موزاییک سنگ هوآ یک تولید کننده حرفه ای موزاییک سنگ مرمر است
[ترجمه ترگمان]کارخانه mosaic سنگی فنگ - hua یک موزاییک کاری بزرگ است که از مرمر ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نیش (اسم)
prickle, twinge, sting, nip, bite, fang, tang, tooth

دندان انیاب (اسم)
fang, cuspid

دندان ناب (اسم)
fang, eyetooth

ناب (اسم)
fang

به انگلیسی

• member of a people who live in the rain forests of cameroon and gabon and equatorial guinea
bantu language spoken by the fang people
dog's tooth; tooth resembling that of a dog; tooth of a venomous snake
if an animal has fangs, it has long, sharp teeth.

پیشنهاد کاربران

دندانwhite fang سفید دندان
نیش
fang ( کشاورزی - زراعت و اصلاح نباتات )
واژه مصوب: چنگالگی
تعریف: چند شاخه شدن ریشۀ گیاهان غده ای
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما