fall over oneself

پیشنهاد کاربران

تلاش زیاد و بیش از حد برای انجام کاری — خودش رو به آب و آتش زدن برای کمک یا خوشحال کردن کسی.
مثال ها
She fell over herself to welcome the guests.
او خودش رو به آب و آتش زد تا از مهمان ها پذیرایی کنه.
...
[مشاهده متن کامل]

The company fell over itself to get the contract.
شرکت تمام تلاشش رو کرد تا قرارداد رو بگیره.

بسیار مشتاق بودن ( برای انجام کاری یا چیزی )