fall out with

انگلیسی به انگلیسی

• quarrel with, fight with, become estranged from

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• قهر کردن با / با کسی قطع رابطه کردن
• از دست کسی ناراحت شدن / با کسی به مشکل خوردن
• اختلاف پیدا کردن با ( معمولاً به صورتِ جدی )
🔸 مثال ها:
• "He fell out with his best friend over a stupid misunderstanding. "
...
[مشاهده متن کامل]

او بر سرِ یک سوءتفاهمِ احمقانه با بهترینِ دوستش قهر کرد.
• "The two politicians fell out with each other after the election results were announced. "
دو سیاستمدار پس از اعلامِ نتایجِ انتخابات با یکدیگر اختلاف پیدا کردند.
• "She fell out with her family when she decided to move abroad. "
وقتی تصمیم به مهاجرت گرفت، با خانواده اش قهر کرد.

دقیقا متضاد fall in with هست. یعنی شما اول باید با کسی fall in with کرده باشین تا بعدش به fall out with ختم بشه.
1. رابطه اش با کسی بهم خوردن
2. ریختن ( موها، دندان ها )
3. از خط خارج شدن ( سربازان )
out می تواند در نقش حرف اضافه جلوی فعلfall بیاید که دراین حالت نباید با فعل fall out اشتباه گرفته شود، مثل جمله ی زیر:
My phone fell out of my bag last night, and I couldn't find it in the dark
. . .
. . .
Khamenei on Monday appointed Shamkhani to the Expediency Council – Iran’s arbitration body – and as his political adviser. The positions may prove to be largely ceremonial, since a number of former officials who previously fell out with senior figures were appointed to the council. Former President Mahmoud Ahmadinejad is one of them
...
[مشاهده متن کامل]

Aljazeera. com@

quarrel, argue
قطع رابطه کردن، مشاجره کردن، دعوا کردن
Argue with sb and stop being friendly with them
با دعوا از یک رابطه ای بیرون آمدن
مشاجره و پایان دادن دوستی
have disagreement
رابطه را تمام کردن بخاطر دعوا و. . .
مشاجره داشتن با
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)