fall on one's sword

انگلیسی به انگلیسی

• commit suicide by throwing one's body onto one's sword

پیشنهاد کاربران

داستان پشت آن:
در دوران باستان ( روم و یونان ) ، وقتی یک ژنرال یا رهبر نظامی در نبرد شکست می خورد یا با بی آبرویی بزرگی روبرو می شد، برای اینکه به دست دشمن اسیر نشود یا مورد تحقیر قرار نگیرد، ترجیح می داد خودکشی کند. روش معمول آن ها این بود که دسته شمشیر را روی زمین محکم می کردند و خود را روی تیغه آن می انداختند.
...
[مشاهده متن کامل]

یکی از مشهورترین نمونه های تاریخی آن، �مارک آنتونی� ( سیاستمدار و ژنرال رومی ) است که پس از شکست از اوکتاویوس، روی شمشیر خود افتاد.
معنی امروزی:
امروزه این اصطلاح به معنای فیزیکی ( خودکشی ) به کار نمی رود، بلکه به معنای استعاره ای استفاده می شود:
۱. پذیرفتن مسئولیت کامل یک شکست یا اشتباه.
۲. استعفا دادن یا کناره گیری از یک مقام برای نجات آبرو یا محافظت از سازمان/حزب.

assume responsibility or blame on behalf of other people, especially by resigning from a position
به عهده گرفتن مسئولیت یا سرزنش از طرف دیگران، به خصوص با استعفا از یک موقعیت
مثال؛
He heroically fell on his sword, insisting that it was his decision.
...
[مشاهده متن کامل]

She's going to resign - she's falling on her sword even though it's not her fault.
He fell on his sword and took the blame for the team's loss in the championship game.

به جای دیگران مسئولیت را پذیرفتن ( به عنوان یک عمل شرافتمندانه )
مسئولیت رو قبول کردن