fall off of the agenda

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از دستور کار خارج شدن
• به حاشیه رانده شدن ( یک موضوع یا مسئله )
• اولویت خود را از دست دادن / فراموش شدن
🔸 مثال ها:
• "The issue of climate change fell off the agenda after the economic crisis. "
...
[مشاهده متن کامل]

مسئله تغییرات اقلیمی پس از بحران اقتصادی از دستور کار خارج شد.
• "With the new government, many social reforms fell off the agenda. "
با دولت جدید، بسیاری از اصلاحات اجتماعی از اولویت خارج شدند.
• "We need to make sure that this topic doesn't fall off the agenda. "
ما باید مطمئن شویم که این موضوع از دستور کار خارج نمی شود.