fall into abeyance


به حالت تعلیق درآوردن، مسکوت عنه ماندن، بی تکلیف ماندن، درحال وقفه افتادن
شبکه مترجمین ایران

تخصصی

[حقوق] بلاتکلیف ماندن، به حالت تعلیق درآمدن

معنی یا پیشنهاد شما