fall ill

/fɔl ɪl//fɔːl ɪl/
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. He was on his annual pilgrimage to Mecca when he fell ill.
[ترجمه گوگل]او در سفر حج سالانه خود به مکه بود که بیمار شد
[ترجمه ترگمان]هنگامی که بیمار شد او در زیارت حج به مکه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He fell ill and died soon after.
[ترجمه گوگل]مریض شد و خیلی زود درگذشت
[ترجمه ترگمان]اون مریض شد و خیلی زود مرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I am apprehensive that she may fall ill.
[ترجمه گوگل]من می ترسم که او ممکن است بیمار شود
[ترجمه ترگمان]من نگران این هستم که ممکن است بیمار شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Suddenly he fell ill and ran a high fever.
[ترجمه گوگل]ناگهان مریض شد و تب شدیدی گرفت
[ترجمه ترگمان]ناگهان بیمار شد و تب شدیدی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The world champion scratched from the 800m after falling ill three hours earlier.
[ترجمه گوگل]قهرمان جهان پس از سه ساعت مریض شدن از 800 متر خراشید
[ترجمه ترگمان]قهرمان جهان پس از آنکه سه ساعت پیش بیمار شد، قهرمان جهان به چنگ آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She fell ill soon after and did not recover.
[ترجمه گوگل]خیلی زود مریض شد و بهبود نیافت
[ترجمه ترگمان]او به زودی بیمار شد و بهبود نیافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She fell ill/was taken ill suddenly.
[ترجمه گوگل]او بیمار شد / ناگهان بیمار شد
[ترجمه ترگمان]ناگهان بیمار شد و بیمار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The news came out that king and queen suddenly fell ill.
[ترجمه گوگل]خبر رسید که پادشاه و ملکه ناگهان بیمار شدند
[ترجمه ترگمان]این خبر منتشر شد که پادشاه و ملکه ناگهان بیمار شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A week after his admission into the army, he fell ill.
[ترجمه گوگل]یک هفته پس از پذیرش در ارتش، او بیمار شد
[ترجمه ترگمان]یک هفته پس از ورودش به ارتش بیمار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He fell ill on Monday and died three days later.
[ترجمه گوگل]او روز دوشنبه بیمار شد و سه روز بعد درگذشت
[ترجمه ترگمان]او دوشنبه بیمار شد و سه روز بعد درگذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The meeting was cut short when the chairman fell ill.
[ترجمه گوگل]جلسه با مریض شدن رئیس قطع شد
[ترجمه ترگمان]جلسه زمانی کوتاه شد که رئیس بیمار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It's rather tough on him falling ill just as he's about to go on holiday.
[ترجمه گوگل]مریض شدن او در زمانی که می خواهد به تعطیلات برود بسیار سخت است
[ترجمه ترگمان]خیلی سخت است که او در حال سقوط است، درست همان طور که می خواهد به تعطیلات برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The understudy was substituted when the leading actor fell ill.
[ترجمه گوگل]زمانی که بازیگر نقش اول بیمار شد، کمپین جایگزین شد
[ترجمه ترگمان]عضو ثانوی جایگزین آن شد که بازیگر اصلی بیمار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The president fell ill and was forced to cancel all public engagements.
[ترجمه گوگل]رئیس‌جمهور بیمار شد و مجبور شد همه فعالیت‌های عمومی را لغو کند
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور بیمار شد و مجبور شد تمام درگیری های عمومی را لغو کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• become sick

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما