کاربرد مقداری ( تأکید بر مقدار قابل توجه ) :
وقتی می گویید کسی "has had his/her fair share of something"، یعنی آن شخص مقدار قابل توجهی ( معمولاً زیاد ) از چیزی را تجربه کرده است – چه خوب، چه بد. این کاربرد تأکید بر وفور یا تکرار دارد، نه عدالت:
... [مشاهده متن کامل]
• “He's had his fair share of bad luck. ”
او به وفور بدشانسی آورده ( یعنی خیلی بدشانسی آورده ) .
• “I've eaten my fair share of pizza this month. ”
این ماه به اندازه ی کافی پیتزا خوردم ( یعنی خیلی زیاد ) .
این عبارت کاملاً محاوره ای و رایج است و در مکالمات روزمره، محیط کار، و حتی متون رسمی تر به کار می رود.
وقتی می گویید کسی "has had his/her fair share of something"، یعنی آن شخص مقدار قابل توجهی ( معمولاً زیاد ) از چیزی را تجربه کرده است – چه خوب، چه بد. این کاربرد تأکید بر وفور یا تکرار دارد، نه عدالت:
... [مشاهده متن کامل]
او به وفور بدشانسی آورده ( یعنی خیلی بدشانسی آورده ) .
این ماه به اندازه ی کافی پیتزا خوردم ( یعنی خیلی زیاد ) .
این عبارت کاملاً محاوره ای و رایج است و در مکالمات روزمره، محیط کار، و حتی متون رسمی تر به کار می رود.
مقدار قابل ملاحظه و زیادی از چیزی رو داشتن در مورد مشکلات و موفقیت و. . . .
ما مشکلات خانوادگی زیادی داریم ولی تحمل و مدارا تو خانواده ما موروثیه ( خانوادگی تحملمون بالاست )
... [مشاهده متن کامل]
در مورد چیزهای ناخوشایند به کار میره که شخصبیش از حد معقول چیز بدی رو تجربه کرده
آلن بیچاره ! او اخیراً بیشتر از اونی که حقش باشه بدشانسی آورده
به قدر کافی بد آوردن/مصیبت کشیدن/باختن/زخم خوردن و امثال اینها.
مثال:
ترجمه پیشنهادی:
به قدر کافی در زندگی مصیبت کشیده است.
ظلم علی السویه
به اندازه کافی، خیلی زیاد
سهم مساوی
سهم منصفانه
سهم عادلانه
دانگ
سهم
سهم