fair is fair

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
( توجیه یک اقدام سخت ) I know you're upset that I gave you a ticket, but fair is fair – you were parked in a handicapped spot.
می دانم ناراحتی که تو رو جریمه کردم، اما حساب حسابه – در جای مخصوص معلولین پارک کرده بودی.
...
[مشاهده متن کامل]

( پذیرش یک تقسیم ) You take the bigger piece? No, fair is fair – we split it right down the middle.
تکه بزرگتر را تو برداری؟ نه، انصافت کجاست – دقیقاً از وسط تقسیمش می کنیم.
( در بحث ) Fair is fair, you helped me last week, so I'll help you this week.
حساب حسابه، تو هفته پیش به من کمک کردی، پس من این هفته به تو کمک می کنم.
( به عنوان یک جمله مستقل ) "He paid for dinner last time. " – "Fair is fair. I'll get it this time. "
دفعه پیش او شام را پرداخت کرد. – این به اون در. این دفعه من می دهم.

حرف حساب جواب نداره/حق با فلانیه
البته اینجا هرچی میتونه باشه
Fair's fair—we were here first
حق با ماست . ما اول اینجا بودیم
موقعی استفاده می شود که انتظار داریم طرف متقابلا منصفانه برخورد کند
Fair's fair: I washed the dishes yesterday, so it's your turn to do them today.
حق ب حقدار می رسه !!!
حساب بی حساب
چیزی که عوض داره گله نداره
Their behaviour reasonable
حساب حسابه
used when you think it is fair that someone should do something, especially because of something that has happened earlier
Come on, fair’s fair – I paid last time so it’s your turn
https://www. ldoceonline. com/
...
[مشاهده متن کامل]

—used to say that something was done or should be done because it is fair
Fair's fair: I washed the dishes yesterday, so it's your turn to do them today.
https://www. merriam - webster. com/
معادل دقیقی به ذهن من نمی رسه، بستگی به جمله هم داره:
جواب های هویه ( معنی منفی )
این به اون در
حساب بی حساب
اون ( فلان کار ) رو کرد، بی انصافیه اگه من ( این درخواستش ) رو رد کنم.

انصافت کجاست