fair enough

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• justly, pretty fair, quite right, quite correct

ارتباط محتوایی

انگلیسی به انگلیسیjustly, pretty fair, quite right, quite correct
معنی fair enough، مفهوم fair enough، تعریف fair enough، معرفی fair enough، fair enough چیست، fair enough یعنی چی، fair enough یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف f، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف f، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف f
کلمه بعدی: fair equivalent
اشتباه تایپی: بشهق ثدخعلا
آوا: /فیر اناف/
عکس fair enough : در گوگل

پیشنهاد کاربران

قابل قبوله، قابل درکه، قابل فهمه
میفهمم ( داری چی میگی/منظورت از بیان این توضیحات چیه )
آره متوجهم، اوکی قبول، متقاعد کننده ست
( یه جورایی ) بهت حق میدم، درکت میکنم
توجه: معمولا در پاسخ به توضیح علت وقوع رخدادی یا موضوعی غیر معمول بیان میشود
کاملأ درسته
چه بهتر
منصفانه است

اتش بس
معقولانه ست
باشه با بی میلی
راضی شدن
قانع شدم، متقاعد کننده ست، حق داری
حرف حساب
منطقی است

حق هم داری/داره/دارن!
● ای ولا ( به معنای تایید حرف کسی ) ، گل گفتی، راست میگی
● منصفانست
هر چی شما بگی
عادلانست
قانع شدم
✳ used to admit that something is reasonable or acceptable.
◀️"‘I can't come because I'm working late. ’ ‘Fair enough. ’"

✳ especially British English :
used to say that you agree with someone’s suggestion or that something seems reasonable
◀️‘I think we should split the bill. ’ ‘Fair enough. ’

✳ PHRASE
You use fair enough when you want to say that a statement, decision, or action seems reasonable to a certain extent, but that perhaps there is more to be said or done.

[mainly spoken]
◀️If you don't like it, fair enough, but that's hardly a justification to attack the whole thing.
◀️Fair enough, you didn't have a perfectly happy childhood: but your childhood is over now

✳ CONVENTION
You say fair enough to acknowledge what someone has just said and to indicate that you understand it.

[spoken]
◀️'I'm taking it to our local police station. '—'Oh right, fair enough. '.
◀️'The message was addressed to me and I don't see why I should show it to you. '—'Fair enough. '

✳ 1
used for saying that you understand and accept what someone says
◀️‘She said she didn’t want to work for anyone else. ’ ‘OK, fair enough. ’

2
used for saying that something seems reasonable but you do not agree with it completely
◀️If you want to waste your time, fair enough, but don’t waste mine too.
۱. باشه - اوکی - حله - موردی نیست
۲. معقوله - خیلی خب ( ولی در اینجا شما با حرفای طرف مقابل و عقیده اش موافق نیستید ولی چون ظاهرا حق با اوناست پس تو اینو میگی که تائید کنی ولی در واقع شاید اصلا خوشت نیاد از اون موضوع. یعنی توی دلت داری میگی باشه بابا اینم روش )
من فهمیدم، من درکت می کنم.
?is that ok? = is that fair enough
خیلی خُب
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما