fail safe


(در مورد سلاح های اتمی یا نیروگاه های اتمی و غیره) خراب آسود، خراب ایمن، محافظدار، با خرابی امن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: protected against failure or breakdown, as by a compensatory or back-up mechanism that begins to function automatically in an emergency.

(2) تعریف: of, pertaining to, or designating a system of military controls or precautions designed to activate and guide a response to an attack, esp. by air.

(3) تعریف: having no chance of failing; infallible.

- a fail-safe plan
[ترجمه ترگمان] یک برنامه ایمن
[ترجمه گوگل] یک طرح شکست خورده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: a mechanism that protects against or warns of failure in a device or system.

(2) تعریف: a point at which a military operation, esp. a bomber attack or counterattack, must halt pending further instruction.

تخصصی

[کامپیوتر] تخریب امن
[برق و الکترونیک] ایمن در مقابل خرابی

به انگلیسی

• something that is fail-safe is designed or made in such a way that nothing dangerous can happen if a part of it goes wrong.

پیشنهاد کاربران

خودایمن
خود ایمن، خویش تامین، ایمن در مقابل شکست یا خرابی
ضد خطا
خطا ناپذیر
Fail - Safe system
سیستم ایمنی از خرابی

بی نقص، مصون از خطا/خرابی
انفجار خودکار
چیزی که رد خور ندارد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما