factory floor
/ˈfæktəri flɔr//ˈfæktəri flɔr/
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• سالن تولید
• خط تولید ( در مفهوم کلی تر )
• محل کار کارگران ( در مقابل دفتر مدیریت )
🔸 معنی دقیق:
این عبارت به بخش عملیاتی و تولیدی کارخانه اشاره داره — جایی که ماشین آلات هستن، کارگران کار می کنن و کالاها ساخته می شن. در مقابل �اتاق هیئت مدیره� یا �دفتر مرکزی� استفاده میشه.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• “The CEO rarely visits the factory floor. ”
مدیرعامل به ندرت به سالن تولید سر می زنه.
• “Decisions made in the boardroom don’t always reflect reality on the factory floor. ”
تصمیماتی که تو اتاق هیئت مدیره گرفته می شن همیشه با واقعیت کف کارخانه همخوانی نداره.
🔸 نکته:
تو متون مدیریتی و اقتصادی، این عبارت اغلب برای تضاد بین مدیریت و نیروی کار عملیاتی استفاده میشه. یعنی �حرفِ کفِ کار� در مقابل �حرفِ تئوریِ دفتر�.
• سالن تولید
• خط تولید ( در مفهوم کلی تر )
• محل کار کارگران ( در مقابل دفتر مدیریت )
🔸 معنی دقیق:
این عبارت به بخش عملیاتی و تولیدی کارخانه اشاره داره — جایی که ماشین آلات هستن، کارگران کار می کنن و کالاها ساخته می شن. در مقابل �اتاق هیئت مدیره� یا �دفتر مرکزی� استفاده میشه.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
مدیرعامل به ندرت به سالن تولید سر می زنه.
تصمیماتی که تو اتاق هیئت مدیره گرفته می شن همیشه با واقعیت کف کارخانه همخوانی نداره.
🔸 نکته:
تو متون مدیریتی و اقتصادی، این عبارت اغلب برای تضاد بین مدیریت و نیروی کار عملیاتی استفاده میشه. یعنی �حرفِ کفِ کار� در مقابل �حرفِ تئوریِ دفتر�.
منابع انسانی کارخانه یا بخش تولیدی کارخانه