صفت
معادل فارسی:
اصلی: تا گردن ( در آب، گل و. . . )
توصیفی:�تا حد صورت فرو رفته، بسیار عمیق ( از نظر درگیری )
اغراق آمیز: غرق تا خرخره، سرتا پا
مثال: After falling into the pond, he was face - deep in muddy water.
... [مشاهده متن کامل]
بعد از افتادن در حوض، تا گردن در آب گل آلود بود.
She was face - deep in work before the deadline.
او قبل از موعد مقرر، کاملاً غرق در کار بود.
He's face - deep in trouble after that mistake.
او بعد از آن اشتباه، تا گردن در دردسر است.
معادل فارسی:
اصلی: تا گردن ( در آب، گل و. . . )
توصیفی:�تا حد صورت فرو رفته، بسیار عمیق ( از نظر درگیری )
اغراق آمیز: غرق تا خرخره، سرتا پا
مثال: After falling into the pond, he was face - deep in muddy water.
... [مشاهده متن کامل]
بعد از افتادن در حوض، تا گردن در آب گل آلود بود.
او قبل از موعد مقرر، کاملاً غرق در کار بود.
او بعد از آن اشتباه، تا گردن در دردسر است.