برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1636 100 1
شبکه مترجمین ایران

frying pan

/ˈfraɪɪŋˈpæn/ /ˈfraɪɪŋpæn/

معنی: ماهی تابه، تاوه، یغلا
معانی دیگر: تابه (frypan هم می گویند)، یغلا تابه

بررسی کلمه frying pan

اسم ( noun )
عبارات: out of the frying pan into the fire
• : تعریف: a shallow pan with a long handle, used for frying food.

واژه frying pan در جمله های نمونه

1. Brown the mince in a frying pan.
[ترجمه ترگمان]Brown در ماهی‌تابه خرد کن
[ترجمه گوگل]قهوه ای را در یک تابه بشویید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Out of the frying pan into the fire.
[ترجمه ترگمان]از ماهی‌تابه سرخ شد و داخل آتش شد
[ترجمه گوگل]خارج از ظرف پخت به آتش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Swirl a little oil around the frying pan.
[ترجمه ترگمان]کمی روغن اطراف ماهی‌تابه بریزید
[ترجمه گوگل]روغن کمی را در اطراف پخت سرخ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She fried the eggs in a frying pan.
[ترجمه ترگمان]او تخم‌مرغ‌ها را در ماهی‌تابه سرخ کرد
[ترجمه گوگل]او تخم مرغ را در یک ظرف پخت سرخ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Pour the oil into a frying pan and heat.
...

مترادف frying pan

ماهی تابه (اسم)
saucepan , pan , frier , frying pan , griddle , fryer
تاوه (اسم)
frying pan
یغلا (اسم)
frying pan

معنی کلمه frying pan به انگلیسی

frying pan
• pan in which food is fried
• a frying pan is a flat, metal pan with a long handle, used for frying food.
teflon® frying pan
• cooking pan having a teflon® non-stick coating (registered trademark of dupont for its fluorinated resins and coating applications) which prevents food from sticking to them and assists in cleaning

frying pan را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

erfan r
ماهیتابه
مرتضی
frying pan ماهی تابه

skillet ماهی تابه در دار ( که عمیق تر هم هست )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی frying pan

کلمه : frying pan
املای فارسی : فریینگ پان
اشتباه تایپی : بقغهدل حشد
عکس frying pan : در گوگل

آیا معنی frying pan مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )