برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

frustration

/frəˈstreɪʃn̩/ /frʌˈstreɪʃn̩/

معنی: محرومیت، محروم سازی، نا امیدی، عقیم گذاری، خنثی سازی
معانی دیگر: ناکامی، استیصال، درماندگی، عجز، (هر چیز) ناکام کننده، مستاصل کننده، عجزانگیز

بررسی کلمه frustration

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of frustrating, or the thing that frustrates.

(2) تعریف: a condition or instance of being frustrated.

- He cursed in frustration when he could not make the horse obey him.
[ترجمه lampard] وقتی نمی توانست اسب را رام خود کند،در اثر این سرخوردگی اسب را لعنت کرد.
|
[ترجمه ترگمان] وقتی نمی‌توانست کاری کند که اسب از او اطاعت کند نفرین کرد
[ترجمه گوگل] او هنگامی که نمی توانست اسب را اطاعت کند او را در سرخوردگی لعنت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه frustration در جمله های نمونه

1. the young teacher vented his frustration on his students
معلم جوان دق دل خود را سر شاگردانش خالی کرد.

2. lack of freedom is a big frustration
نبودن آزادی سرخوردگی بزرگی است.

3. Life frustration, is the rainbow after the storm; life is suffering, there is sunshine after rain the sky looks blue.
[ترجمه ترگمان]ناامیدی زندگی، رنگین‌کمان بعد از طوفان است؛ زندگی رنج می‌برد، آفتاب بعد از باران، آسمان آبی به نظر می‌رسد
[ترجمه گوگل]نا امیدی زندگی، رنگین کمان پس از طوفان است؛ زندگی رنج می برد، پس از باران نور آبی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Anger is often caused by frustration or embarrassment, or a mixture of the two.
[ترجمه ترگمان]عصبانیت اغلب با سرخوردگی یا شرمندگی و یا ترکیبی از این دو ایجاد می‌شود
[ترجمه گوگل]خشم اغلب ناشی از خستگی یا خجالت و یا ترکیبی از دو نفر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She couldn't stand the frustration of not being able to help.
[ترجمه ترگمان]نمی‌توانست تحمل کند که قادر به کمک باشد
[ترجمه گوگل]او نمیتوانست ناامیدی را از عدم توانایی کمک به دیگران حفظ کند
[ترجمه شما] ...

مترادف frustration

محرومیت (اسم)
privation , bereavement , exclusion , deprivation , frustration , proscription , disappointment
محروم سازی (اسم)
privation , exclusion , deprivation , frustration , ouster
نا امیدی (اسم)
frustration , disappointment
عقیم گذاری (اسم)
frustration
خنثی سازی (اسم)
negation , frustration , neutralization

معنی frustration در دیکشنری تخصصی

[حقوق] انتفای قرارداد یا تعهد
[روانپزشکی] فرضیه ناکامی – پرخاشگری. این فرضیه که بوسیله جان دالر بیان شده، در فرم ابتدایی خود حاکی بود که
[حقوق] عدم امکان اجرای قرارداد، انتفای قرارداد
[حقوق] نظریه عدم امکان ایفای تعهد، نظریه انتفای تعهد
[حقوق] انتفای تعهدات تجاری به علت حوادث قهری

معنی کلمه frustration به انگلیسی

frustration
• act of frustrating; condition of being frustrated; aggravation, something which causes feelings of frustration; disappointment, anxiety and depression
• frustration is a feeling of anger or distress because you cannot do what you want to do.
• frustration is also the prevention of a plan or hope that should have taken place.
frustration of a contract
• situation in which external causes prevent the execution of a contract
give vent to frustration
• freely express one's feelings of frustration
grinding frustration
• frustration that does not cease

frustration را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی
بزرگترین خطر امروز
جوان مردی
اضطرار
زرابی
ناخشنودی
Saeed
احساس ناکامی
Z.a
بدبختی ، بیچارگی
Xeinab
سرکوب
m
سرخوردگی
H
مستاصل
Star
فرار کردن
آرش
خنثی سازی
milad
ناکامی
S.m
An annoyed or impatient feeling that you get when you are prevented from doing what you want
ناکامی
Matin
نا امیدی، ناکامی
seda
frustration (n.)
feel sad or impatient that you get when you are prevented from doing what you want
میلاد علی پور
ناراحتی، خشم، دق و دلی، عقده، بغض و کینه
فرهاد 89
روانشناسی: ناکامی
غزال سرخ
به‌نقل از هزاره:
1. ناکامی، سرخوردگی، شکست
2. بی‌اثر ساختن، خنثی کردن، عقیم گذاردن
Reza Rostami
عدم انتفا
حسن اشرف زاده
disappointment,ناامیدی،ناکامی
SuperSU
کمبود
فائزه بمانادی
[حقوق]انتفاء،عدم امکان اجرا
احمد
کلافگی. سردرگمی. به ستوه آمدن.
نادر گنجی
the feeling of being upset or annoyed, especially because of inability to change or achieve something.
احساس ناراحت و مضطرب بودن یا دلخور و رنجیده بودن ، به خصوص در عدم توانایی تغییر یا دست یافتن به چیزی - ناکامی ، استیصال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی frustration

کلمه : frustration
املای فارسی : فروسترتین
اشتباه تایپی : بقعسفقشفهخد
عکس frustration : در گوگل

آیا معنی frustration مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )