برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1637 100 1
شبکه مترجمین ایران

front man

/ˈfrəntˈmæn/ /frʌntmæn/

معنی: پیشرو، جلو دار
معانی دیگر: منادی

واژه front man در جمله های نمونه

1. Tremaine is the company's front man in Washington.
[ترجمه ترگمان]Tremaine اولین مرد این شرکت در واشنگتن است
[ترجمه گوگل]Tremaine مردی است که در واشنگتن شرکت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Giovanni was alleged to be the front man for a fascist movement.
[ترجمه ترگمان]جو وانی به عنوان اولین فرد برای یک جنبش فاشیستی ادعا شده بود
[ترجمه گوگل]گفته می شود ژیوانی یکی از جنبش فاشیستی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was a good front man, but the real work was done by his team of four assistants.
[ترجمه ترگمان]او مرد خوبی بود، اما کارش با تیم چهار دستیار انجام می‌شد
[ترجمه گوگل]او یک مرد خوب بود، اما کار واقعی توسط تیم او از چهار دستیار انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was a dynamic band leader and charismatic front man who sang and played saxophone, keyboard and percussion.
[ترجمه ترگمان]او یک رهبر ارکستر پویا و فردی charismatic بود که نوازنده ساکسیفون، کیبورد و پرکاشن بود
[ترجمه گوگل]او یک ر ...

مترادف front man

پیشرو (اسم)
chief , progenitor , forerunner , antecessor , pioneer , precursor , pathfinder , herald , harbinger , fugleman , postilion , van , front man , futurist , outrider , postillion
جلو دار (اسم)
footman , herald , harbinger , van , front man , vanguard

معنی کلمه front man به انگلیسی

front man
• a front man is someone who represents a particular group and acts on their behalf.
• a front man is someone who presents a television or radio programme, or who is the lead singer of a pop group.

front man را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین مظاهری
طرف صوری (فرد متظاهر)
آرمان
سردمدار
حسین
پرچمدار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی front man

کلمه : front man
املای فارسی : فرانت من
اشتباه تایپی : بقخدف ئشد
عکس front man : در گوگل

آیا معنی front man مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )