برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

from a child


ازهنگام بچگی

واژه from a child در جمله های نمونه

1. He has developed from a child into an adult.
[ترجمه ترگمان]او از کودکی به یک بزرگ‌سال تبدیل شده‌است
[ترجمه گوگل]او از یک کودک به یک بزرگسال تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. From a child she had taken ballet and modern dance lessons and was naturally drawn to Medau after seeing a lecture demonstration.
[ترجمه ترگمان]او از کودکی باله و درس‌های رقص مدرن گرفته بود و پس از دیدن نمایش سخنرانی به طور طبیعی به Medau کشیده شد
[ترجمه گوگل]از یک کودک او باله و مدرسه رقص مدرن را گرفته بود و به طور طبیعی پس از دیدن تظاهرات سخنرانی به Medau کشیده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I've always been dippy about Charity from a child.
[ترجمه ترگمان]من همیشه در مورد خیریه یه بچه پرت و پلا می‌گفتم
[ترجمه گوگل]من همیشه در مورد خیریه از یک کودک متولد شده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. From a child, he has been delicate.
[ترجمه ترگمان] از یه بچه، اون خیلی حساس بوده
[ترجمه گوگل]از یک کودک، او ظریف بوده ا ...

from a child را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی from a child

کلمه : from a child
املای فارسی : فروم ا چایلد
اشتباه تایپی : بقخئ ش زاهمی
عکس from a child : در گوگل

آیا معنی from a child مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )