برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1649 100 1
شبکه مترجمین ایران

frighten

/ˈfraɪtn̩/ /ˈfraɪtn̩/

معنی: ترساندن، بوحشت انداختن، متوحش کردن
معانی دیگر: هراساندن (معمولا به طور ناگهانی)، وحشت زده کردن، مرعوب و وادار کردن، (از ترس) به کاری واداشتن، (با: away یا out یا off) رم دادن، رماندن، ترساندن و دور کردن، (ناگهان) ترسیدن، fright : بوحشت انداختن

بررسی کلمه frighten

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: frightens, frightening, frightened
مشتقات: frightening (adj.), frighteningly (adv.)
(1) تعریف: to make fearful or terrified.
مترادف: funk, panic, scare, terrify, terrorize
مشابه: alarm, chill, dismay, horrify, intimidate, petrify, threaten, unnerve

- The thunder frightened the children.
[ترجمه ترگمان] رعد و برق بچه‌ها را می‌ترساند
[ترجمه گوگل] رعد و برق بچه ها را ترساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Reports of an escaped convict with a gun frightened the community.
[ترجمه ترگمان] گزارش‌های یک محکوم فراری با یک تفنگ، جامعه را به وحشت انداخت
[ترجمه گوگل] گزارش از یک محکوم فرار از زندان با یک تفنگ، جامعه را وحشت زده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- It frightens me that there have been so many burglaries in the neighborhood recently.
[ترجمه ترگمان] این من را می‌ترساند که اخیرا یک سرقت خیلی زیادی در این محله صورت‌گرفته است
[ترجمه گوگل] من را ترسیده است که به تازگی چندین سرقت در این محله وجود داشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ب ...

واژه frighten در جمله های نمونه

1. to frighten someone into confessing
از راه ترس کسی را به اقرار وادار کردن

2. Sorry, I didn't mean to frighten you.
[ترجمه ترگمان]متاسفم، نمی‌خواستم بترسونمت
[ترجمه گوگل]متاسفم، منظورم این نبود که شما را بترسانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You'll find that I don't frighten easily.
[ترجمه ترگمان]تو متوجه میشی که من به این راحتی‌ها نمی‌ترسم
[ترجمه گوگل]متوجه خواهید شد که من به راحتی نمی ترسم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They were evidently trying to frighten the public into obedience.
[ترجمه ترگمان]ظاهرا سعی داشتند مردم را از ترس زهره‌ترک کنند
[ترجمه گوگل]آنها ظاهرا تلاش کردند تا مردم را به اطاعت ترساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Don't put your prices too high or you'll frighten the customers off.
[ترجمه ترگمان]قیمت خود را بیش از حد بالا نبرید وگرنه مشتریان را از خطر خواهید دید
[ترجمه گوگل]قیمت ها ...

مترادف frighten

ترساندن (فعل)
bash , abhor , scare , frighten , intimidate , terrorize , deter , fray , shock , fright , shore , huff , awe , appal , appall , spook , tremble , daunt , threaten , buffalo , bullyrag , cow , horrify
بوحشت انداختن (فعل)
frighten , fright , wolf
متوحش کردن (فعل)
frighten

معنی کلمه frighten به انگلیسی

frighten
• scare, alarm; cause to run away; intimidate
• if something frightens you, it makes you feel afraid, nervous, or worried.
• if you frighten someone away, you scare them so that they go away and do not come any closer.
• if you frighten someone into doing something, you force them to do it by making them afraid.
• to frighten a person off means to make them unwilling to become involved in something.

frighten را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حدیث ایران
ترساندن
Matin
ترساندن، وحشت زده کردن
محمدرضا ایوبی صانع
​to make somebody suddenly feel afraid(ibid)
ملیکا قاسمی
ترساندن
Make some one afraid of something

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی frighten

کلمه : frighten
املای فارسی : فریقتن
اشتباه تایپی : بقهلافثد
عکس frighten : در گوگل

آیا معنی frighten مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )