برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

freakishly


ازروی بوالهوسی، بطورعجیب وغریب، بوالهوسانه

واژه freakishly در جمله های نمونه

1. The weather has been freakishly variable.
[ترجمه ترگمان]آب و هوا متغیر freakishly بوده‌است
[ترجمه گوگل]آب و هوا متغیر است freakishly
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It could even be freakishly true that two goalkeepers could sustain serious head injuries during one game and that nothing be wrong with the game or the culture.
[ترجمه ترگمان]حتی ممکن است این موضوع صادق باشد که دو بازیکن می‌توانند در طول یک بازی دچار آسیب‌های جدی به سر شوند و هیچ چیز با بازی یا فرهنگ اشتباه نخواهد بود
[ترجمه گوگل]حتی ممکن است حیرت انگیز باشد که دو دروازبان میتوانند در طول یک بازی صدمه جدی به سر داشته باشند و هیچ چیز با بازی یا فرهنگ نادرست باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They waited in shirtsleeves, enjoying the freakishly warm November sunshine.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها با پیراهن آستین بلند منتظر ماندند و از گرمای تابستان گرم نوامبر لذت بردند
[ترجمه گوگل]آنها در shirtsleeves منتظر بودند، لذت بردن از نور خیره کننده نوامبر خورشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In Switzerland, itwas mid-June when the freakishly bad weather began — &qu ...

معنی کلمه freakishly به انگلیسی

freakishly
• like a freak, strangely, abnormally

freakishly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدمهدی ذاکری
عجیب و غریب
English User
بدجوری،بدجور (برای تاکید)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی freakishly

کلمه : freakishly
املای فارسی : فریکیشلی
اشتباه تایپی : بقثشنهسامغ
عکس freakishly : در گوگل

آیا معنی freakishly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )